بيشتر تكيهشان در مادهء نقض ، مسئله نسيه بود و آن اين است كه چه فرقى ميان ربا و نسيه است ؟ چرا ربا حرام است و معاملهء نسيه حرام نيست ؟ اين اشكال ، اشكال مهمى است زيرا در عمل و در واقعيت هيچ فرقى نمىكند ميان اينكه كسى پولش را به ديگرى بدهد در ظرف مدتى معين و مبلغى روى پول خود بكشد و اينكه كالايى را نسيه به يك مدت معين بفروشد و مبلغى روى قيمت آن بكشد . اين در واقع همان است . وقتى كه من كالايى را كه قيمتش هزارتومان است شش ماهه مىفروشم به هزار و صد و بيست تومان ، در واقع كأنّه اينطور مىگويم : من اين را به شما مىفروشم به هزارتومان ، و صد و بيست تومان علاوه بابت اين شش ماه تأخير . پس واقعيت نسيه همان واقعيت رباست ! .
آقاى مهندس بازرگان ظاهراً معتقد بودند كه راه حلى ندارد و فرقى نمىكند . لهذا در بعضى موارد مىخواستند تقريباً نوعى ربا را تجويز كنند كه ظالمانه نيست و به اصطلاح رباى غيرظالمانه است به دليل اينكه اسلام نسيه را تجويز كرده و اين هم همانطور است . وقتى كه روش ربا ظالمانه نباشد ، تقريباً مثل نسيه مىشود ؛ يعنى اصل موضوع منتفى نيست ، بلكه اين نوع ربا مثل بعضى نسيهها مىشود .
آقاى مهندس طاهرى و آقاى بهشتى هر دو در مقام حل مشكل نسيه برآمدهاند .
استدلال آقاى مهندس طاهرى را من درست متوجه نشدم . چون چند سطر بيشتر نيست از روى متن يادداشتهاى ايشان مىخوانم تا ببينيم مىشود توجيه كرد يا نه .
ايشان بيانى دارند راجع به ربا كه نزديك به بيان آقاى بهشتى است . مىگويند : .
ربا در لغت به معنى زياد شدن است و ربا به معنى مصطلح كه در اسلام تحريم شده به موجب تعريف ، اخذ اضافه در مبادلهء مثلين است « 1 » كه مىتواند مبادلهء پول با پول باشد يا مبادلهء دو كالاى همجنس و مشابه با گرفتن مقدارى اضافه ، بر خلاف بيع كه مبادلهء متقابل دو جنس مختلف است و منافع طرفين در آن مبادله ملحوظ است . در بيع ممكن است يك طرف پول باشد ، يعنى مبادلهء كالا و پول ، و ممكن است هر دو طرف كالا باشند .
هامش
( 1 ) استاد : البته اين تعريف فقط در رباى معاملى جايز است و الّا در قرض كه اصلًا معامله يعنى خريد و فروش نيست .