اگر اسكناس بگيرم و از بين برود ، مال من از بين رفته است . بنابراين نمىشود گفت سند خودش ماليت دارد .
سؤال : كسى جنسى را مىفروشد نقد هزارتومان ، يك ماهه هزار و صدتومان ، دوماهه . . . حكم اين عمل چيست ؟ .
جواب : اين از جنبهء ديگر اشكال دارد و آن مشكل عدم تعيين است ؛ يعنى وقتى كه من چيزى را مىفروشم بايد مشخص باشد كه نقد است يا نسيه - و اگر نسيه است به اين مدت است يا آن مدت - به اين قيمت است يا آن قيمت . اما اينكه بگويم من الان اين جنس را به تو مىدهم ، اگر نقد آوردى اين قدر بده ، اگر يك ماهه آوردى اين قدر ، اگر دوماهه آوردى اين قدر ، قطعاً باطل است و منشأ بطلانش هم ربا نيست بلكه غرر و عدم تعيّن است .
سؤال : آيا مىتوان گفت ماهيت ربا استثمار است ؟ .
جواب : ربا و استثمار دو مسئله است . ممكن است چيزى استثمار باشد ولى ربا نباشد ، مثل بيگارى . نتيجهء ربا البته همان نتيجهء استثمار است . همانطور كه قرآن مىگويد ربا ظلم است ، يعنى تجاوز به حق ديگرى است . به عبارت ديگر رباخوار به آنچه كه مىبرد ذى حق نيست . ربا ظلم است ولى هر ظلمى ربا نيست .
سؤال : در مورد استدلالى كه دربارهء مكيل و موزون و در نتيجه اسكناس كردند ، بنده مىخواستم يك توضيح بدهم كه اصولًا مكيل و موزون را از معدود جدا كردن به اين تصور بوده كه مكيل و موزون يك كالاى يكنواخت و همگنى است كه فقط وزن و كيل مقدارش را مشخص مىكند .
بنابراين مشخصات ، مرغوبيت و كيفيت [ افراد آن ] يكنواخت است و در معدود معمولًا اينطور نيست . در حالى كه در واقع اين استدلال درست نيست زيرا در آن چيزهايى كه مكيل و موزون هستند ، برحسب اينكه مرغوبيت تا چه اندازه باشد ، از يك جنس مىتواند يكى قيمتش دوبرابر ديگرى باشد ، و معدودهايى هستند كه گاهى تبديل به موزون مىشوند .
مثلًا مدتها بود كه تخم مرغ يا پرتقال را دانهاى مىفروختند ، حالا كيلويى مىفروشند . بنابراين معدود هم قابل تبديل به موزون است . بعلاوه اكنون معدودهايى مىسازند كه عيناً شبيه يكديگرند ، مثل كوكاكولا و بهطور كلى اجناسى كه از كارخانه بيرون مىآيد . بنابراين به نظر من استدلال مكيل و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٢