طبيعت حقوقى حق دارد مال الاجاره بگيرد . اما صاحب ملكى كه متمكن است و احتياج چندانى ندارد اگر از مستأجرش كه در عسرت و تنگدستى است مطالبهء اجاره كند ، قساوت و بىعاطفگى است . بنابراين در مورد ربا بايد اول اين مسئله را حل كنيم كه آيا قرض دادن ربوى از نظر طبيعت حقوقى با اجاره هيچ فرقى نمىكند يا فرق دارد ؟ اگر فرق نمىكند پس اين اشكال هم از نظر شرعى قهراً مطرح مىشود كه چگونه شارع جلو قرض دادن ربوى به يك مستمند را به اين شدت گرفته ولى جلو اجاره دادن خانه به يك مستمند را نگرفته و فقط توصيهء اخلاقى كرده ؛ نگفته اگر كسى نمىتواند مال الاجارهء خانهاش را بپردازد ، اگر بگيريد حرام است ؛ بلكه مثل خيلى موارد ديگر امر به احسان كرده است .
اين چگونه است ؟ به نظر من اينطور رسيده و امر واضحى است كه قرض ربوى از نظر طبيعت حقوقى غيرقابل پذيرش و غير منطقى است و با اجاره و امثال آن متفاوت است ، چطور ؟
آيا سرمايه توليد سود مىكند ؟
يك وقت است كه ما اين فرضيه را مىپذيريم كه سرمايه هرگز توليد سود نمىكند . هرچه سود پيدا مىشود فقط مولود كار است نه سرمايه . در اين صورت فرقى بين اجاره و ربا باقى نمىماند . ولى اين مطلب كه سرمايه توليد سود نمىكند ، درست نيست . سرمايه خودش يك وجود عينى است . چطور بازوى من كار مىكند ولى بازوى اسب من كار نمىكند ؟ ! در حالى كه اسب را من با تلاش خودم تهيه و توليد كردهام . چطور فعاليت من به دليل اينكه انسان هستم مىتواند توليد ثروت بكند ، اما فعاليت مال من نمىتواند توليد ثروت بكند ؟ ! فرض اين است كه اصل سرمايه را مشروع مىدانيم . از همان نقطهء صفر شروع مىكنيم : شخصى رفته از جنگل چوب تهيه كرده ، بعد ابزارى تهيه نموده و با آن كار مىكند . ابزار به او كمك مىدهد . چرا سرمايه نتواند كار كند ؟ خود سرمايه يك ابزار است و اگر در جريان باشد كار مىكند . ولى آيا وجود عينى سرمايه كار مىكند يا وجود ذهنى و اعتبارى آن ؟ مسلّم وجود عينى آن كار مىكند . من اگر پول يا گندمى را به شما قرض مىدهم ، خود اين پول است كه به جريان مىافتد و كار مىكند ؛ يا اين گندم ، اين مال التجاره است كه به جريان مىافتد و كار مىكند . وجود عينى است كه كار مىكند . نتيجهء كار