نيست ، از فكر فرد كارى ساخته نيست ، از تصميم فرد كارى ساخته نيست ؛ همكارى و همفكرى و مشاركت لازم است .
در تفسير الميزان در ذيل آيه كريمه قرآن : يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اصْبِروا وَ صابِروا وَ رابِطوا « 1 » بحثى دارد راجع به اينكه دستور اسلام اين است كه تفكر ، تفكر اجتماعى باشد .
منطق يا تعبّد
مطلب ديگر كه آن خيلى مهم است اين است كه ما در اجراى امر به معروف و نهى از منكر منطق را دخالت نمىدهيم ، در صورتى كه هر كارى منطقى مخصوص به خود دارد كه كليد آن كار است .
عرض كردم چيزى را كه ما خوب شناختهايم و بيش از اندازه برايش اثر قائل شديم زبان بود نه عمل ، در عمل هم توجه به عمل فردى بود نه اجتماعى .
اكنون مىگويم چيزى كه بيش از هر چيز ديگر مورد غفلت است دخالت منطق است در اين كار . مقصود اين است كه در كار معروف و منكر بايد تدابير عملى انديشيد و بايد ديد چه طرز عملى مردم را نسبت به فلان كار نيك تشويق مىكند و مردم را از فلان عمل زشت باز مىدارد .
چندى پيش در يكى از روزنامههاى عصر مقالهاى خواندم تحت عنوان « خروارها پند و نصيحت » . در آن مقاله بعد از آنكه نوشته بود كه در كشور ما خروارها پند و نصيحت به صورتهاى مختلف ولى بىاثر است اين مَثل را ذكر كرده بود : « يك جو درمان بهتر از صد خروار نسخه است . » بعد نوشته بود : چندين سال پيش در يكى از شهرهاى كوچك واقع در ايالات فيلادلفيا ( امريكا ) زنها مبتلا به قماربازى شده بودند . ابتدا كشيشها و روزنامه نويسها و خطبا و فصحا تا مىتوانستند راجع به بدى قمار خصوصاً براى زنها گفتند و نوشتند ، ولى مثل همين حرفهاى خودمانى مانند گردو روى گنبد سُر خورد و پايين افتاد و به جايى نرسيد ، تا آنكه شهردار محل به فكر افتاد يكى دوتا باشگاه و نمايشگاه هنرى زنانه داير كند و سرگرميهاى مناسب در آنجا فراهم نمايد ، از قبيل نمايش بچههاى چاق و تندرست
هامش
( 1 ) آل عمران / 200