كارهاى خير ، چه واجب و چه مستحب ، عملًا پيش قدم باشد ، جامه زشتكارى را از اندام خود دور كند ، نفس خويش را به اخلاق عالى تكميل كند و اخلاق زشت را از خود دور نگه دارد .
بعد مىفرمايد :
فان ذلك منه سبب تام لفعل الناس المعروف و نزعهم المنكر ، خصوصاً اذا اكمل ذلك بالمواعظ الحسنة المرغبة و المرهبة ، فان لكل مقام مقالًا ، و لكل داء دواء ، و طب النفوس و العقول اشد من طب الابدان .
امر به معروف و نهى از منكر از طريق حسن عمل ، سبب مؤثر و كاملى است و ممكن نيست بىاثر بماند ، خصوصاً اگر به پند و اندرزهاى خوب زبانى ضميمه شود كه هر مقامى سخنى را ايجاب مىكند و هر دردى دوائى دارد . بهداشت و معالجه روح مردم مشكلتر و پرپيچ و خمتر است از معالجه بدن آنها .
در آخر ، سخن خود را به اين جمله ختم مىكند : « نسأل اللَّه التوفيق لهذه المراتب » يعنى از خدا مسئلت مىنماييم كه ما را براى رسيدن به اين درجات موفق بدارد .
على عليه السلام مىفرمايد :
مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اماماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ ، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها احَقُّ بِالْاجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ « 1 » .
آن كس كه مىخواهد پيشواى مردم باشد و مردم را به دنبال خود به راهى دعوت كند ، پيش از آنكه مىخواهد به ديگران ياد بدهد خود را مخاطب كند و به خودش تعليم و تلقين نمايد ؛ پيش از آنكه مىخواهد مردم را با
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 73