به هر حال همچو دايرهاى به نام امر به معروف و نهى از منكر در تاريخ اسلام به وجود آمده و دايره وسيعى بوده است . هرچند حسبه و احتساب از آن نظر كه وابسته به دستگاه حكومت و خلافت بوده نمىتوانسته كاملًا اسلامى باشد ، اما نظر به اينكه خواسته مردم در مورد اجراى احكام و مقررات اسلامى آن را به وجود آورده بود ، نسبتاً دايره مفيد و ثمربخشى بوده است و حتى كتابهاى بسيار خوب و نفيس در موضوع حسبه و وظايف محتسب نوشته شده است .
اخيراً كتابى ديدم به نام معالم القربة فى احكام الحسبه كه يكى از فقهاى شافعيه نوشته است و يك نفر مستشرق اروپايى نسخهء آن را در اروپا به چاپ رسانيده است . كتاب نفيسى است . وقتى كه انسان اين كتابها را مىبيند متوجه مىشود كه در گذشته به چه دقايقى از اصلاحات اجتماعى توجه و عنايت كردهاند و شعور دينى مسلمانان چقدر وسعت داشته ! روى احساس وظيفه دينى و شرعى و اصل امر به معروف و نهى از منكر وظيفه خود مىدانستهاند كه در جميع شئون زندگى اصلاحات به عمل آورند .
قلمرو دايره احتساب
جرجى زيدان مىگويد دايره احتساب در قديم همان كارى را مىكرده كه امروز شهرداريها مىكنند . من عرض مىكنم البته بسيارى از كارهايى كه امروز شهردارى مىكند در آن روز دايره احتساب انجام مىداده است . مثلًا در كتابهايى كه راجع به وظيفه محتسب نوشته شده نوشتهاند كه محتسب بايد مراقب باشد كه لبنيات فروش روى شير و ماست را بپوشد كه مگس و حشرات روى آنها ننشيند و كثيف و آلوده نشود ، يا آن پارچهاى كه قصاب يا لبنياتى يا كبابى دم دستش دارد حداقل روزى يك بار با صابون شسته شود . لبنياتى موظف است شبانه روزى يك بار ظرفى كه شير يا ماست خود را در آن ظرف مىريزد و مىفروشد بشويد . اگر حصار شهر خراب مىشد وظيفه دايره حسبه بود كه آن را بسازد . اگر شهر از لحاظ آب در مضيقه قرار مىگرفت وظيفه دايره حسبه بود كه آب كافى تهيه كند . و از اين قبيل امور كه معمولًا در زمان ما اين كارها را شهرداريها انجام مىدهند .
ولى وظيفه دايره حسبه منحصر به اين كارها نبود . بسيارى از كارها را كه امروز وظيفه شهربانى شمرده مىشود آن روز محتسبين انجام مىدادند . مثلًا آنها بودند كه