تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
يا مثلًا سعدى در باب دوم گلستان مىگويد : چندان كه مرا شيخ اجل شمس الدين ابوالفرج بن الجوزى ترك سماع فرمودى و به خلوت و عزلت اشاره كردى عنفوان شبابم غالب آمدى و هوا و هوس طالب ، هر وقت نصيحت شيخم ياد آمدى گفتمى :
قاضى ار با ما نشيندبرفشانددست را * محتسب‌گر مىخورد معذور دارد مست را
از همين شعر سعدى معلوم است كه قاضى غير از محتسب بوده و قسمت قضاء غير از قسمت احتساب بوده است . اصطلاح حسبه و احتساب در مورد امر به معروف و نهى از منكر يك اصطلاح مستحدثى است كه از همان زمانهايى كه دايره احتساب در حكومت اسلامى به وجود آمد اين كلمه هم به معناى امر به معروف و نهى از منكر استعمال شد والّا در قرآن يا اخبار نبوى يا روايات ائمه اطهار عليهم السلام اين كلمه در مورد امر به معروف و نهى از منكر استعمال نشده . نه در اخبار و روايات شيعه اين كلمه به اين معنى ديده مىشود و نه در اخبار و روايات اهل تسنن . در دوره‌هاى بعد كه اين كلمه در اجتماع اسلامى براى خود جا پيدا كرد تدريجاً در اصطلاح فقها و علما هم راه پيدا كرد و بعضى باب امر به معروف و نهى از منكر را « بابُ الحِسبَه » ناميدند . در ميان علماى شيعه آن مقدارى كه من ديده و اطلاع دارم ، از فقها شهيد اول محمد بن مكى است كه در كتاب دروس رسماً تحت عنوان « كتاب الحسبه » از امر به معروف و نهى از منكر نام مىبرد ؛ و از محدثين مرحوم فيض كاشانى است در كتاب وافى . ولى مرحوم فيض حسبه را تعميم داده به طورى كه شامل كتاب جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و كتاب حدود مىشود . صاحب مجمع البحرين هم با اينكه تنها در صدد تفسير و شرح لغاتى است كه در قرآن كريم يا احاديث آمده است و همان طورى كه عرض كردم در قرآن كريم و حديث اين ماده به معنى امر به معروف و نهى از منكر نيامده ، در عين حال به ملاحظهء اينكه در عصر صاحب مجمع البحرين اين ماده به اين معنى استعمال مىشده ، مىگويد : الحسبة هو الامر بالمعروف و النهى عن المنكر .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 193 | مرتضى مطهرى