رشتههاى تخصصى پيش آمده ، هر دستهاى متخصص يك رشته از رشتههاى پزشكى هستند ، بعضى متخصص قلب مىباشند ، بعضى متخصص چشم ، بعضى متخصص گوش و حلق و بينى و بعضى متخصص چيز ديگر . اگر اين كار بشود هركسى بهتر مىتواند تحقيق كند در قسمت خودش . گمان مىكنم در كتاب الكلام يجر الكلام تأليف آقاى سيد احمد زنجانى سلّمه اللَّه اين مطلب از قول ايشان چاپ شده .
اين پيشنهاد بسيار پيشنهاد خوبى است ، و من اضافه مىكنم كه احتياج به تقسيم كار در فقه و به وجود آمدن رشتههاى تخصصى در فقاهت ، از صد سال پيش به اين طرف ضرورت پيدا كرده و در وضع موجود يا بايد فقهاى اين زمان جلوى رشد و تكامل فقه را بگيرند و متوقف سازند و يا به اين پيشنهاد تسليم شوند .
تقسيم كار تخصصى در علوم
زيرا تقسيم كار در علوم ، هم معلول تكامل علوم است و هم علت آن ؛ يعنى علوم تدريجاً رشد مىكنند تا مىرسند به حدى كه از عهده يك نفر تحقيق در همه مسائل آنها ممكن نيست ، ناچار بايد تقسيم بشود و رشتههاى تخصصى پيدا شود . پس تقسيم كار و پيدايش رشتههاى تخصصى در يك علم ، نتيجه و معلول تكامل و پيشرفت آن علم است . و از طرف ديگر با پيدايش رشتههاى تخصصى و تقسيم كار و تمركز فكر در مسائل بخصوص آن رشته تخصصى پيشرفت بيشترى پيدا مىكنند .
در همه علوم دنيا از طب و رياضيات و حقوق و ادبيات و فلسفه ، رشتههاى تخصصى پيدا شده و همين جهت آن رشتهها را ترقى داده است .
تكامل هزارسالهء فقه
زمانى بود كه فقه بسيار محدود بود . وقتى به كتب فقهيهء قبل از شيخ طوسى مراجعه مىكنيم مىبينيم چقدر كوچك و محدود بوده است ! شيخ طوسى با نوشتن كتابى به نام مبسوط فقه را وارد مرحله جديدى كرد و توسعه داد . و همچنين دوره به دوره در اثر مساعى علما و فقها و وارد شدن مسائل جديد و تحقيقات جديد ، بر حجم فقه افزوده شد تا آنجا كه در حدود صد سال پيش كه صاحب جواهر موفق شد يك دوره فقه بنويسد ، به زحمت توانست اين كار را انجام دهد . مىگويند در حدود