متأسفانه در ميان ما هنوز نه تقسيم كار و تخصص پيدا شده ، نه همكارى و نه همفكرى ، و بديهى است كه با اين وضع انتظار ترقى و حل مشكلات نمىتوان داشت .
راجع به مشاوره علمى و تبادل نظر هرچند به قدرى واضح است كه احتياج به استدلال ندارد ، اما براى اينكه دانسته شود در خود اسلام اين پيش بينىها و دستورهاى مترقيانه هست به آيهاى از قرآن و به جملههايى از نهج البلاغه اشاره مىكنم .
در خود قرآن در سوره مباركه شورى مىفرمايد : وَالَّذينَ اسْتَجابوا لِرَبِّهِمْ وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ امْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقونَ « 1 » . اين آيه كريمه مؤمنين و پيروان اسلام را اينطور وصف مىكند : دعوت حق را اجابت مىكنند ، نماز را به پا مىدارند ، كار خود را با شَور و همفكرى انجام مىدهند و از آنچه به آنها عنايت كردهايم انفاق مىكنند . پس ، از نظر اسلام همفكرى و تبادل نظر يكى از اصول زندگى اهل ايمان و پيروان اسلام است .
در نهج البلاغه مىفرمايد :
وَاعْلَموا انَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُسْتَحْفِظينَ عِلْمَهُ يَصونونَ مَصونَهُ وَ يُفَجِّرونَ عُيونَهُ ، يَتَواصَلونَ بِالْوِلايَةِ وَ يَتَلاقَوْنَ بِالَمحَبَّةِ وَ يَتَساقَوْنَ بِكَأْسٍ رَوِيَّةٍ وَ يَصْدُرونَ بِرِيَّةٍ « 2 » .
بدانيد كه آن دسته از بندگان خدا كه علم خدا به آنها سپرده شده ، سرّ خدا را نگه مىدارند و چشمههاى او را جارى مىسازند ( يعنى چشمههاى علم را به روى مردم باز مىكنند ) ، با يكديگر رابطه دوستى و عواطف محبت آميز دارند ، با گرمى و بشاشت و محبت با يكديگر ملاقات مىكنند و يكديگر را از جام اندوختههاى علمى و فكرى خود سيراب مىنمايند ، اين يكى از جام اندوختههاى فكر خود و نظر خود به آن يكى مىدهد و آن يكى به اين يكى ، در نتيجه همه سيراب و ارضاء شده بيرون مىآيند .
هامش
( 1 ) شورى / 38
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبه 212