تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
خداوند درباره قرآن كه به وسيله پيغمبر به مردم ابلاغ شده است مىگويد : « ما در اين كتاب از بيان هيچ امر لازمى كوتاهى نكرده‌ايم . » و هم مىفرمايد : در قرآن بيان هر چيزى كه براى مردم لازم است وجود دارد . خداوند فرمود كه آيات قرآن بعضى گواه بعض ديگر و مفسر بعض ديگرند و در ميان آنها هيچ گونه اختلاف و تناقضى وجود ندارد « و اگر از ناحيه خدا نمىبود در آن اختلافات فراوانى مىيافتند . » ظاهر قرآن زيبا و باطن آن ژرفاست ، شگفتيهاى آن تمام نمىشود و تيرگيها و تاريكيها جز به وسيله قرآن بر طرف نمىگردد . در كافى بعد از كتاب « مقاييس » بابى دارد تحت عنوان « بابُ الرَّدِّ الى الْكِتابِ وَ السُّنَّةِ وَ انَّهُ لَيْسَ شَىْ ءٌ مِنَ الْحَلالِ وَ الْحَرامِ الّا وَ قَدْ جاءَ فيهِ كتابٌ اوْ سُنَّةٌ » . همچنان كه عنوان باب حكايت مىكند منظور ائمه اهل بيت عليهم السلام اين است كه پايه و اساس فكر نيازمندى به قياس ، يعنى نارسايى تشريعات الهى اسلامى نسبت به همه فروع و احتياجات ، غلط است . چنين ناتمامى و نارسايى وجود ندارد . بديهى است كه مقصود اين نيست كه در هر مورد جزئى و در هر فرعى از فروع در كتاب و سنت دستورى خاص رسيده است ؛ چنين چيزى نه منظور است و نه ممكن ؛ همچنان كه مقصود آيه كريمه كه مىفرمايد : ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَىْ ءٍ و يا مىفرمايد : فيهِ تِبْيانُ كُلِّ شَىْ ءٍ اين نيست كه حكم هر واقعه جزئى و هر فرع از فروع ، جداگانه در قرآن كريم بيان شده است ، بلكه مقصود اين است كه خطوط اصلى حيات بشر در جميع شئون اعم از عبادات و اخلاقيات و اجتماعيات در اين كتاب كريم رسم شده است و سنت كه به وسيله پيغمبر اكرم و ائمه اطهار بيان مىشود بيان و تشريح همانهاست . به هر حال مقصود از همه اين گونه تعبيرات اين است كه كليات اسلامى كه در كتاب و سنت آمده است به نحوى است كه قدرت « انطباق » بر تمام فروع غيرمتناهيه را دارد و آن چيزى كه مورد نياز است قياس و تشريع در كنار تشريع الهى نيست ، آن چيزى كه مورد نياز است قوه اجتهاد و استنباط يعنى قوه تطبيق اصول بر فروع و ردّ فروع بر اصول است . معجزه فقه اسلامى در اين است كه كليات آن قابليت انطباق بر همه موارد را دارد به طورى كه در همه موارد ضامن مصالح عاليه انسان است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135 | مرتضى مطهرى