مشايخ - آنجا كه تعارض پيدا مىشود - مقدم بدارد و شعارش اين باشد : انَّ الْحَقَّ وَالْباطِلَ لا يُعْرَفانِ بِاقْدارِ الرِّجالِ ، اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اهْلَهُ . من خواستهام با ارائهء . . .
آينه به دست خشكه مقدسان بدهم . . . و بفهمند كه از دست امثال آنها چه بر سر مسلمين آمده و مىآيد . آرى جامعهء ما جامعهء شعارهاست نه جامعهء مبادى و حقايق . . .
اين فكر كه زن فقط و فقط بايد در كنج خانه محبوس بماند و حتى با حفظ حريم و رعايت عفاف هم از علم و از هر كمالى الزاماً بايد محروم بماند و كارى جز اطفاء شهوت مرد و خدمتكارى او ندارد . . . كه علاوه بر اينكه با اسلام جور نمىآيد بر ضد عواطف انسانى است . به طوركلى افرادى كه به دين مىگروند و سپس بيرون مىروند از افرادى كه از اول گرايش پيدا نكردهاند خشنتر و ضد انسانتر مىشوند ؛ زيرا دين به حكم نيروى عظيم خود همهء عواطف ديگر انسانى را تحت الشعاع قرار مىدهد و اگر رفت همهء آنها را كه در خود هضم و جذب كرده بود نيز با خود مىبرد . اين است كه افرادى كه زمانى متدين بوده و سپس بىدين شدهاند از بىدينهاى اوّلى خشنتر و بىعاطفهتر و خطرناكتر مىشوند .
اما خطرناكتر از اين طبقه ، متدينان منحرف شده و كج سليقهء خشكه مقدساند . اين طبقه علاوه بر اينكه عواطف انسانىشان تحت الشعاع عاطفهء دينى قرار گرفته و از تأثير مستقل افتاده ، نيروى دين به حكم اينكه منحرف شده اثر خود را نمىبخشد و از آن طرف چون زايل نشده و به صورت انحرافى كار مىكند به همان قدرت كه مقتضاى نيروى دين است فعال است . اينها ديگر از هر سبع خطرناكتر و وحشتناكترند . تاريخ نشان مىدهد كه بىرحمانه ترين جنگها ، كشتارها ، زجر و شكنجهها به وسيلهء خشكه مقدسان صورت گرفته است .
بزرگترين نمك نشناسىها را اينها انجام مىدهند زيرا
يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
. جنگهاى صليبى ، جنگهاى خوارج ، حتى فاجعهء كربلا ساختهء دست اين طبقه است . . .
* * * . صفحهء 545 .
از اين پس پيغمبر يك ماه از زنان خويش دورى جست ، بدان جهت كه رازى را