به هر حال استشهاد ما در اين روايت و نظاير آن بدين است كه در هيچ موردى از وجه و كفين سؤال نشده ، و اين بدان جهت بوده كه عدم لزوم پوشانيدن آنها از نظر راويان ، قطعى و مسلّم بوده است و كوچكترين ترديدى در آن نمىرفته است و قبلًا گفتيم كه هرگز احتمال نمىرود كه پوشيدن « رو » را لازم مىشناختهاند و در پوشيدن « مو » ترديد داشتهاند .
3 . رواياتى كه مستقيماً حكم وجه و كفين را چه از نظر پوشيدن و چه از جنبهء نگاه كردن بيان مىكند . ولى البته عدم لزوم پوشيدن وجه و كفين دليل بر جواز نظر نيست اما جواز نظر دليل بر عدم لزوم پوشيدن وجه و كفين هست .
ما قبلًا در ذيل آيهء «
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
» بعضى از اين روايات را ذكر كرديم و اكنون چند روايت ديگر را ذكر مىكنيم :
الف . خَبَرُ مَسْعَدَةَ بْنِ زُرارَةَ ، قالَ : سَمِعْتُ جَعْفَراً - وَ سُئِلَ عَمّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زينَتِها - قال عليه السلام : الْوَجْهِ وَالْكَفَّيْنِ « 1 » .
مسعدة بن زراره از حضرت صادق عليه السلام نقل مىكند كه وقتى از حضرت دربارهء زينتى كه زن مىتواند آشكار كند سؤال شد فرمود : چهره و دو كف .
ب . خَبَرُ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَر - قالَ : قُلْتُ لِابى عَبْدِاللَّهِ عليه السلام : ما تَقولُ فِى الْمَرْأَةِ تَموتُ فِى السَّفَرِ مَعَ الرِّجالِ لَيْسَ فيهم لَها ذومَحْرَمٍ وَلا مَعَهُمْ امْرَأَةٌ فَتَموتُ الْمَرْأَةُ ما يُصْنَعُ بِها ؟ قال : يُغْسَلُ مِنْها ما اوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ التَّيَمُّمَ وَلا تُمَسُّ وَ لا يُكْشَفُ لَها شَىْ ءٌ مِنْ مَحاسِنِهَا الَّتى امَرَاللَّهُ سُبْحانَهُ بِسَتْرِها . قُلْتُ : فَكَيْفَ يُصْنَعُ بِها ؟ قالَ : يُغْسَلُ بَطْنُ كَفَّيْها ثُمَّ يُغْسَلُ وَجْهُها ثُمَّ يُغْسَلُ ظَهْرُ كَفَّيْها « 2 » .
مفضّل بن عمر سؤال كرد از امام صادق دربارهء زنى كه در سفر بميرد و مرد محرم يا زنى كه او را غسل دهد همراه او نباشد . فرمود : مواضع تيمّم او را بايد غسل دهند ولى نبايد بدن او را لمس كنند و نبايد زيباييهاى او را كه خدا پوشيدن آن را واجب فرموده است آشكار كرد . پرسيدم چگونه عمل كنيم ؟ فرمود اول باطن كف دست او
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد ص 40
( 2 ) . وسائل ج 1 / ص 135