تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
( آن هم بدون تلذّذ و ريبه ) و اما اين اندازه كه در اين زمانها برهنه شده‌اند نگاه به آن جايز نيست . ولى عقيدهء ديگران اين است : هر اندازه از بدن آنها كه معمولًا خودشان در ملأ عام نمىپوشند نظر به آن مانعى ندارد هرچند در زمان پيغمبر اكرم كمتر از آن را باز مىگذاشته‌اند . ه . در مورد زنان بيابان نشين : عَبّادُ بْنُ صُهَيْبٍ : سَمِعْتُ ابا عَبْدِاللَّهِ عليه السلام يَقولُ : لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ الى رُؤسِ نِساءِ اهْلِ تِهامَةَ وَالْاعْرابِ وَ اهْلِ السَّوادِ وَالْعُلوجِ لِانَّهُمْ اذا نُهوا لا يَنْتَهونَ « 1 » . حضرت صادق عليه السلام فرمود : نگاه كردن به سر زنان تهامه ، باديه نشينان ، دهاتيهاى حومه « 2 » و علج‌ها ( غيرعربهاى بىسواد كه در حكم همان باديه نشين‌هاى عرب هستند ) مانعى ندارد زيرا ايشان را هرگاه نهى كنند فايده ندارد . جمعى از فقها به مضمون اين روايت فتوا داده‌اند . از مرحوم آية اللَّه آقا سيد عبدالهادى شيرازى نقل شده است كه ايشان اين حكم را در مورد آن عده زنان شهرى كه همچون زنان دهاتى نهى كردن ايشان مفيد واقع نمىشود تعميم مىدادند و به همين علتى كه در حديث ذكر شده است ( كه نهى كردن ايشان اثر ندارد ) استناد مىجستند . بعضى از فقها و مراجع بزرگ تقليد معاصر نيز عيناً همين‌طور فتوا مىدهند و به همين علت كه در حديث ذكر شده استناد مىكنند « 3 » ولى اكثر فقها چنين فتوا نمىدهند ، حتى در مورد زنان باديه نشين و دهاتى هم فقط به همين اندازه اكتفا مىكنند كه بر مردان واجب نيست رفت و آمد خود را از مكانهايى كه اين زنان وجود دارند قطع كنند . اگر گذر كردند و نظرشان افتاد مانعى ندارد ، اما اينكه به صورت يك استثناى دائمى باشد ، نه .
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . در متن حديث « اهل سواد » تعبير شده است . سواد ، قراء و كشتزارهاى اطراف شهر را مىگويند و شايد علت اينكه « سواد » ناميده مىشود اين باشد كه به علت كشت و زرع از دور سياه به نظر مىرسد . بسيارى از اوقات مراد از كلمهء « سواد » كشتزارهاى حومهء كوفه است . ( 3 ) . رجوع شود به منهاج الصالحين چاپ نهم ، كتاب النكاح ، مسألهء 3 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 518 | مرتضى مطهرى