همين رفتار نادرست و توقعهاى نابجاست كه در بين ما رايج مىباشد .
شخصى بدون اطلاع قبلى درِ خانهء شخص ديگرى را مىزند . صاحب خانه ميل ندارد او را بپذيرد ، بسا هست كه كارهاى لازمى دارد و آمدن اين شخص مزاحمت است ، مىگويد بگوييد فلانى در خانه نيست . شخص وارد غالباً اين دروغها را مىفهمد . شخص وارد خلاف مىكند كه بدون تعيين وقت قبلى توقع دارد او را بپذيرند و صاحب خانه هم آن قدر شهامت و صراحت ندارد كه بگويد معذرت مىخواهم فعلًا وقت ندارم بپذيرم ، و اگر بگويد وقت ندارم ، باز آن شخص وارد آن قدر فهم ندارد كه عذر او را بپذيرد ، تا آخر عمر گله مىكند كه رفتم به در خانهء فلان شخص و او مرا نپذيرفت .
اين است كه در اين گونه مواقع ، هم دروغ گفته مىشود و هم رنجش پديد مىآيد .
ولى اگر دستور قرآن رعايت شود نه دروغى گفته مىشود و نه رنجشى پديد مىآيد .
لهذا مىفرمايد : «
ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ
» يعنى اين روش كه به شما ياد داديم براى شما پاكيزهتر است .
«
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
» يعنى خدا به آنچه مىكنيد داناست .
در اينجا قضيهاى مربوط به مرحوم آية اللَّه بروجردى به ياد دارم نقل مىكنم :
در سالهايى كه در قم بودم يك وقت يكى از خطباى معروف ايران به قم آمد و اتفاقاً ديد و بازديد ايشان در حجرهء بنده بود . در آنجا از ايشان ديدن مىشد . يك روز در مدت اقامت ايشان در قم ، شخصى در وقت نامناسبى ايشان را به خانهء آية اللَّه بروجردى برده بود . آن موقع يك ساعت قبل از وقت درس ايشان بود و معمولًا ايشان در آن وقت مطالعه مىكردند و كسى را نمىپذيرفتند . در مىزنند و به نوكر مىگويند به آقا بگوييد فلانى به ملاقات شما آمده است . نوكر پيغام را مىرساند و برمىگردد و مىگويد آقا فرمودند من فعلًا مطالعه دارم ، وقت ديگرى تشريف بياوريد . آن شخص محترم هم برگشت و اتفاقاً همان روز به شهر خود مراجعت كرد . همان روز آية اللَّه بروجردى براى درس آمدند ، من را در صحن ديدند و فرمودند : « من بعد از درس براى ديدن فلانى به حجرهء شما مىآيم . » گفتم ايشان رفتند . فرمودند :
« پس وقتى ايشان را ديدى بگو : حال من وقتى تو به ديدن من آمدى مانند حال تو بود وقتى مىخواهى براى ايراد سخنرانى آماده شوى . من دلم مىخواست وقتى با هم ملاقات كنيم كه حواس من جمع باشد و با هم صحبت كنيم و در آن موقع من مطالعه