تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
است كه به اندازهء آنها از جنس زن بهره كشى كند . 2 . هيچ فكر كرده‌ايد كه حس « تغزّل » در بشر چه حسى است ؟ قسمتى از ادبيات جهان عشق و غزل است . در اين بخش از ادبيات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستايش مىكند ، به پيشگاه او نياز مىبرد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مىدهد ، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او مىداند ، مدعى مىشود كه محبوب و معشوق « صد مُلك جان به نيم نظر مىتواند بخرد ، پس چرا در اين معامله تقصير مىكند » ، از فراق او دردمندانه مىنالد . اين چيست ؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاى خود چنين نمىكند ؟ آيا تاكنون ديده‌ايد كه يك آدم پول پرست براى پول ، يك آدم جاه پرست براى جاه و مقام غزلسرايى كند ؟ ! آيا تاكنون كسى براى نان غزلسرايى كرده است ؟ چرا هر كسى از شعر و غزل ديگرى خوشش مىآيد ؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت مىبرند ؟ آيا جز اين است كه همه كس آن را با زبان يك غريزهء عميق كه سراپاى وجودش را گرفته است منطبق مىبيند ؟ چقدر اشتباه مىكنند كسانى كه مىگويند يگانه عامل اساسى فعاليتهاى بشر عامل اقتصاد است ! ! . بشر براى عشقهاى جنسى خود موسيقى خاصى دارد ، همچنانكه براى معنويات نيز موسيقى خاص دارد ، در صورتى كه براى حاجتهاى صرفاً مادى از قبيل آب و نان موسيقى ندارد . من نمىخواهم ادعا كنم كه تمام عشقها جنسى است و هم هرگز نمىگويم كه حافظ و سعدى و ساير غزلسرايان صرفاً از زبان غريزهء جنسى سخن گفته‌اند . اين مبحث ، مبحث ديگرى است كه جداگانه بايد بحث شود . ولى قدر مسلّم اين است كه بسيارى از عشقها و غزلها عشق و غزل‌هايى است كه مرد براى زن داشته است . همين قدر كافى است كه بدانيم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود ، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستى درمىآيد و يا به صورت عشق و غزل . ما بعداً دراين باره بحث خواهيم كرد كه در چه شرايطى حالت حرص و آز جنسى تقويت مىشود و در چه شرايطى شكل عشق و غزل پيدا مىكند و رنگ معنوى به خود مىگيرد . به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزهء آتشين توجه كامل كرده است . روايات زيادى دربارهء خطرناك بودن « نگاه » ، خطرناك بودن خلوت با زن ، و بالأخره
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 435 | مرتضى مطهرى