تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
اكنون به شرح چهار قسمت فوق مىپردازيم : 1 . آرامش روانى . نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادى معاشرتهاى بىبند و بار هيجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و تقاضاى سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست اشباع نشدنى درمىآورد . غريزهء جنسى غريزه‌اى نيرومند ، عميق و « دريا صفت » است ، هرچه بيشتر اطاعت شود سركش‌تر مىگردد ، همچون آتش كه هرچه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر مىشود . براى درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت : 1 . تاريخ همان طورى كه از آزمندان ثروت ياد مىكند كه با حرص و آزى حيرت‌آور در پى گردآوردن پول و ثروت بوده‌اند و هرچه بيشتر جمع مىكرده‌اند حريصتر مىشده‌اند ، همچنين از آزمندانى در زمينهء مسائل جنسى ياد مىكند . اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف و تملك زيبارويان در يك حدى متوقف نشده‌اند . صاحبان حرامسراها و درواقع همهء كسانى كه قدرت استفاده داشته‌اند چنين بوده‌اند . كريستن سن نويسندهء كتاب ايران در زمان ساسانيان در فصل نهم كتاب خويش مىنويسد : « در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنى كه خسرو ( پرويز ) در حرم داشت مىبينيم . اين شهريار هيچ گاه از اين ميل سير نمىشد . دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان مىدادند به حرم خود مىآورد . هر زمان كه ميل تجديد حرم مىكرد نامه‌اى چند به فرمانروايان اطراف مىفرستاد و در آن وصف زن كامل عيار را درج مىكرد . پس عمّال او هر جا زنى را با وصف نامه مناسب مىديدند به خدمت مىبردند . » . از اين گونه جريانها در تاريخ قديم بسيار مىتوان يافت . در جديد اين جريانها به شكل حرمسرا نيست ، به شكل ديگر است ، با اين تفاوت كه در جديد لزومى ندارد كسى به اندازهء خسروپرويز و هارون الرشيد امكانات داشته باشد . در جديد به بركت تجدد فرنگى ، براى مردى كه يك صدهزارم پرويز و هارون امكانات داشته باشد ميسر