مورد زن هم خوب است . چرا بخل و امساك و حسادت در مورد مال نكوهيده و در مورد زن ستوده است ؟ چرا نان و سفره داشتن و نمك خود را خورانيدن از لحاظ اخلاق اقتصادى مورد تمجيد و ستايش است و همين بَذّالى و گذشت و كام ديگران را شيرين كردن در اخلاق جنسى مذموم است ؟ به عقيدهء امثال راسل اين تفاوت علت معقولى ندارد ، اخلاق نتوانسته است در مورد امور جنسى بر خودخواهى و تسلطجويى بشر غلبه كند ، برعكس تسليم خودپرستى شده همان رذيله را به نام « غيرت » از طرف مرد و به نام « عفاف » و « حجاب » از طرف زن تحت عنوان « اخلاق حسنه » پذيرفته است .
بررسى .
از نظر ما در مرد تمايل به عفاف و پاكى زن وجود دارد ، يعنى مرد رغبت خاصى دارد كه همسرش پاك و دست نخورده باشد ، همچنانكه در خود زن نيز تمايل خاصى به عفاف وجود دارد . البته در زن تمايل به اينكه شوهر با زن ديگر رابطه و آميزش نداشته باشد نيز وجود دارد ولى اين تمايل به عقيدهء ما ريشهء ديگرى دارد مغاير با ريشهء تمايل مشابهى كه در مرد است . آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و يا آميختهاى است از حسادت و غيرت ، ولى آنچه در زن وجود دارد صرفاً حسادت است .
ما فعلًا دربارهء لزوم عفاف مرد و ارزشش از نظر خودش و از نظر زن بحث نمىكنيم .
سخن ما فعلًا دربارهء حسى است كه در مرد وجود دارد و به نام « غيرت » ناميده مىشود كه : اولًا آيا غيرت همان حسادت است كه تغيير اسم داده است يا چيز ديگرى است ؟ ثانياً آيا ريشهء پوشش و حجاب اسلامى احترام به حس غيرت مرد است يا جهات ديگرى منظور است ؟ .
اما قسمت اول : ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملًا متفاوتاند و هر كدام ريشهاى جداگانه دارد . ريشهء حسادت خودخواهى و از غرايز و احساسات شخصى مىباشد ولى غيرت يك حس اجتماعى و نوعى است و فايده و هدفش متوجه ديگران است .
غيرت ، نوعى پاسبانى است كه آفرينش براى مشخص بودن و مختلط نشدن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٤