در روايات شيعه وارد شده كه يك نفر ايرانى مجوسى در زمان امام صادق اسلام اختيار كرد در حالى كه هفت زن داشت . از امام صادق سؤال شد : تكليف اين مرد كه اكنون مسلمان شده با هفت زن چيست ؟ امام فرمود : حتماً بايد سه تاى از آنها را رها كند .
عدالت
اصلاح ديگرى كه اسلام به عمل آورد اين بود كه عدالت را شرط كرد و اجازه نداد به هيچ وجه تبعيضى ميان زنان يا ميان فرزندان آنها صورت بگيرد . قرآن كريم در كمال صراحت فرمود : «
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
» « 1 » اگر بيم داريد كه عدالت نكنيد ( يعنى اگر به خود اطمينان نداريد كه با عدالت رفتار كنيد ) پس به يكى اكتفا كنيد .
در دنياى قبل از اسلام اصل عدالت به هيچ وجه رعايت نمىشد ، نه ميان خود زنان و نه ميان فرزندان آنها . در مقالهء 27 از كريستين سن و ديگران نقل كرديم كه در ايران ساسانى رسم تعدد زوجات شايع بود و ميان زنان و همچنين ميان فرزندان آنها تبعيض قائل مىشدند . يكى يا چند زن ، زنان ممتاز ( پادشاه زن ) خوانده مىشدند و از حقوق كامل برخوردار بودند . ساير زنان به عنوان « چاكرزن » و غيره خوانده مىشدند و مزاياى قانونى كمترى داشتند . فرزندان چاكر زن اگر از جنس ذكور بودند در خانهء پدر به فرزندى پذيرفته مىشدند و اگر دختر بودند به فرزندى قبول نمىشدند .
اسلام همهء اين رسوم و عادات را منسوخ كرد ؛ اجازه نداد كه براى يك زن يا فرزندان او امتيازات قانونى كمترى قائل گردند .
ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن ضمن بحث از تعدد زوجات مىگويد :
« به تدريج كه ثروت نزد يك فرد به مقدار زياد جمع مىشد و از آن نگرانى پيدا مىكرد كه چون ثروتش به قسمتهاى زيادى منقسم شود سهم هر يك از فرزندان كم خواهد شد ، اين فرد به فكر مىافتاد كه ميان زن اصلى و سوگلى و همخوابههاى خود فرق بگذارد تا ميراث تنها نصيب فرزندان زن اصلى شود . »
هامش
( 1 ) . نساء / 3 .