تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ما همهء اين ناراحتيها معلول طبيعت تعدد زوجات نيست ، بيشتر معلول طرز اجراى آن است . مردى و زنى با هم زندگى مىكنند و زندگى آنها جريان عادى خود را طى مىكند . در اين بين آن مرد در يك برخورد فريفتهء زنى مىگردد و فوراً هوس چندهمسرى به سرش مىزند . پس از يك قول و قرار محرمانه ناگهان زن دوم مثل اجل معلّق پا به خانه و لانهء زن اول مىگذارد و شوهر و زندگى او را تصاحب مىكند و در حقيقت به زندگى او شبيخون مىزند . واضح است كه عكس العمل روحى زن اول جز كينه و انتقام چيز ديگر نيست . براى زن هيچ چيزى ناراحت كننده‌تر از اين نيست كه مورد تحقير شوهر قرار بگيرد . بزرگترين شكست براى يك زن اين است كه احساس كند نتوانسته قلب شوهر خود را نگهدارى كند ، و ببيند كه ديگرى او را تصاحب كرده است . وقتى كه مرد ژست خودسرى و هوسرانى مىگيرد و زن دوم ژست شبيخون زنى ، انتظار تحمل و بردبارى از زن اول انتظار بيجايى است . اما اگر زن اول بداند كه شوهرش « مجوز » دارد ، از او سير نشده است و روآوردن به چندهمسرى به معنى پشت كردن به او نيست ، و مرد ژست استبداد و خودسرى و هوسرانى را از خود دور كند و بر احترامات و عواطف خود نسبت به زن اول بيفزايد ، و همچنين اگر زن دوم توجه داشته باشد كه زن اول حقوقى دارد و حقوق او محترم است و تجاوز به آنها جايز نيست ، خصوصاً اگر همه توجه داشته باشند كه در راه حل يك مشكل اجتماعى قدم برمىدارند ، مسلماً از ناراحتيهاى داخلى كاسته مىشود . قانون تعدد زوجات يك راه حل مترقيانه ناشى از يك ديد اجتماعى وسيعى است . حتماً اجراكنندگان آن نيز بايد در سطح عاليترى فكر كنند و از يك تربيت عالى اسلامى برخوردار باشند . تجربه نشان داده است كه در مواردى كه مرد ژست خودسرى و هوسرانى نداشته و زن احساس كرده كه شوهرش نيازمند به زن دوم است ، خود داوطلب شده و زن دوم را به خانهء شوهر آورده است و هيچ يك از ناراحتيهاى مزبور وجود نداشته است . اكثر ناراحتيها ناشى از طرز رفتار وحشيانه‌اى است كه مردان در اجراى اين قانون به كار مىبرند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 351 | مرتضى مطهرى