تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اشكالات را وارد نمىدانيم چنان كه عن قريب روشن خواهد شد . معايبى كه مىشود براى تعدد زوجات ذكر كرد زياد است و ما از جنبه‌هاى مختلف وارد بحث مىشويم . اينك بيان آن اشكالات و معايب :

از نظر روحى

روابط زناشويى منحصر به امور مادى و جسمانى يعنى تماسهاى بدنى و حمايتهاى مالى نيست . اگر منحصر به اين امور بود تعدد زوجات قابل توجيه بود ، زيرا امور مادى و جسمانى را مىتوان ميان افراد متعدد قسمت كرد و به هر كدام سهمى داد . در روابط زناشويى آنچه عمده و اساس است امور روحى و معنوى است ، عشق و عاطفه و احساسات است . كانون ازدواج و نقطهء پيوند دو طرف به يكديگر دل است . عشق و احساسات مانند هر امر روحى ديگر قابل تجزيه و تقسيم نيست ؛ نمىتوان آنها را ميان افراد متعدد سرشكن و جيره بندى كرد . مگر ممكن است دل را دو نيم كرد يا در دو جا به گرو گذاشت ؟ مگر مىشود قلب را به دو نفر تسليم كرد ؟ عشق و پرستش يكه شناس است ، شريك و رقيب نمىپذيرد . جو و گندم نيست كه بشود پيمانه كرد و به هر نفر سهمى داد . بعلاوه ، احساسات قابل كنترل نيست . آدمى در اختيار دل است نه دل در اختيار آدمى . پس آن چيزى كه روح ازدواج است و جنبهء انسانى آن است و روابط دو انسان را از روابط دو حيوان - كه صرفاً شهوانى و غريزى است - متمايز مىكند ، نه قابل قسمت است و نه قابل كنترل . پس تعدد زوجات محكوم است . به عقيدهء ما در اين بيان قدرى اغراق وجود دارد ، زيرا راست است كه روح ازدواج عاطفه و احساسات است ؛ هم راست است كه احساسات قلبى تحت اختيار آدمى نيست ؛ اما اينكه گفته مىشود احساسات قابل تقسيم نيست ، يك تخيل شاعرانه بلكه يك مغالطه است ، زيرا سخن در اين نيست كه احساسات بخصوصى را مانند يك قطعه جسم دو قسمت كنند و به هر كدام سهمى بدهند ، تا گفته شود كه امور روحى قابل تقسيم نيست ؛ سخن در ظرفيت روحى بشر است . مسلماً ظرفيت روحى آدمى آنقدر محدود نيست كه نتواند دو علاقه را در خود جاى دهد . پدرى صاحب ده فرزند مىشود و هر ده نفر را تا حد پرستش دوست مىدارد ، براى همهء آنها فداكارى مىكند . بلى ، يك چيز مسلّم است و آن اينكه عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد آنقدر اوج نمىگيرد كه در وحدت مىگيرد . اوج اعلاى عشق و احساسات با تعدد