اشكالات و معايب چندهمسرى
سعادت و خوشبختى زناشويى در گرو صفا ، صميميت ، گذشت ، فداكارى ، وحدت و يگانگى است و همهء اينها در چندهمسرى به خطر مىافتد .
گذشته از وضع ناهنجار زنان و فرزندان دومادره ، از نظر خود مرد آنقدر مسؤوليتهاى تعدد زوجات سنگين و خردكننده است كه روآوردن به آن پشت كردن به مسرت و آسايش است .
اكثر مردانى كه از تعدد زوجات راضى و خشنودند آنها هستند كه عملًا از زير بار مسؤوليتهاى شرعى و اخلاقى آن شانه خالى مىكنند ؛ زنى را مورد توجه قرار داده زن ديگر را از حساب خارج مىكنند و به تعبير قرآن كريم او را « كالمعلّقه » رها مىكنند . آنچه اين گونه افراد نام تعدد زوجات به آن مىدهند در واقع نوعى تك همسرى است توأم با ستمكارى و جنايت و بيدادگرى .
مثل عاميانهاى در ميان مردم رايج است ، مىگويند : « خدا يكى ، زن يكى » . عقيدهء اكثر مردان بر اين بوده و هست و حقاً اگر خوشى و مسرت را مقياس قرار دهيم و مسأله را از زاويهء فردى و شخصى بسنجيم عقيدهء درستى است . اگر در بارهء همهء مردان صادق نباشد ، در بارهء اكثريت مردان صادق است .
اگر مردى خيال كند كه تعدد زوجات با قبول همهء مسؤوليتهاى شرعى و اخلاقى