تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
است كه فرمان او را در اين مسائل بپذيرد ، در صورتى كه مكرر گفته‌ايم كه زن از نظر كار و فعاليت آزادى كامل دارد و هر كارى كه مىكند به شخص خود او تعلق دارد و مرد حق ندارد به صورت يك كارفرما در مقابل زن ظاهر شود . اسلام با استقلال اقتصادى كه به زن داده و بعلاوه هزينهء زندگى او و فرزندانش را به عهدهء مرد گذاشته است ، به او فرصت كافى و كامل داده كه خود را از نظر مال و ثروت و امكانات يك زندگى آبرومندانه از مرد مستغنى نمايد به طورى كه طلاق و جدايى از اين نظر براى او نگرانى به وجود نياورد . زن تمام چيزهايى كه خود براى لانه و آشيانهء خود فراهم آورده بايد متعلق به خود بداند و مرد حق ندارد آنها را از او بگيرد . اين گونه نگرانيها در رژيمهايى وجود دارد كه زن را مجبور به كار كردن در خانهء شوهر مىدانند و محصول كار او را هم متعلق به شوهر مىدانند نه به خود او . نگرانيهايى هم كه در ميان مردم ما وجود دارد غالباً ناشى از جهالت و بىخبرى از قانون اسلامى است . علت اين ناراحتيها سوء استفادهء مرد از وفادارى زن است . برخى از زنان نه به خاطر بىخبرى از قانون اسلام بلكه به خاطر اعتماد به شوهران در خانهء آنها فداكارى مىكنند ؛ دلشان مىخواهد حساب من و تو در كار نباشد ، سخن مال من و تو در ميان نباشد . از اين رو در فكر خود و در فكر استفاده از فرصتى كه اسلام به آنها داده است نمىافتند . يك وقت چشم باز مىكنند كه مىبينند عمر خود را در فداكارى براى يك عنصر بىوفا صرف كرده‌اند و فرصتهاى كافى كه اسلام به آنها داده است از كف داده‌اند . اين گونه زنان از اول بايد توجه داشته باشند كه « چه خوش بىمهربانى از دو سر بى » . اگر بناست زن از حق شرعى خود در اندوختن مال و ثروت و تشكيل لانه و آشيانه به نام خود صرف نظر كند و نيروى كار خود را هديهء مرد نمايد ، مرد هم در عوض به حكم «
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
» « 1 » بايد به همان اندازه يا بيشتر به عنوان هديه و بخشش نثار زن نمايد . در ميان مردان باوفا هميشه معمول بوده و هست كه در عوض فداكاريها و خدمات صادقانهء زن ، اشياء گرانبها و خانه و يا مستغلّ ديگرى به زن خود هديه كرده‌اند . به هر حال مقصود اين است كه مشكلهء بىآشيانه شدن زن به قانون طلاق مربوط نيست ، تغيير قانون طلاق آن را اصلاح نمىكند . اين مشكله به مسألهء استقلال و عدم
هامش
( 1 ) . نساء / 86 .