يا مرئوس آفريده نشدهاند ، هيچ كس كارگر يا صنعتگر يا استاد يا معلم يا افسر يا سرباز يا وزير به دنيا نيامده است . اينها مزايا و خصوصياتى است كه جزء حقوق اكتسابى بشر است ؛ يعنى افراد در پرتو لياقت و استعداد و كار و فعاليت بايد آنها را از اجتماع بگيرند و اجتماع با يك قانون قراردادى آنها را به افراد خود واگذار مىكند .
تفاوت زندگى اجتماعى انسان با زندگى اجتماعى حيوانات اجتماعى از قبيل زنبور عسل در همين جهت است . تشكيلات زندگى آن حيوانات صد در صد طبيعى است ؛ پستها و كارها به دست طبيعت در ميان آنها تقسيم شده نه به دست خودشان ؛ طبيعتاً بعضى رئيس و بعضى مرئوس ، بعضى كارگر و بعضى مهندس و بعضى مأمور انتظامى آفريده شدهاند . اما زندگى اجتماعى انسان اينطور نيست .
به همين جهت بعضى از دانشمندان يكباره اين نظريهء قديم فلسفى را كه مىگويد « انسان طبيعتاً اجتماعى است » انكار كرده و اجتماع انسانى را صد در صد « قراردادى » فرض كردهاند .
حقوق خانوادگى
اين در اجتماع غيرخانوادگى . اما در اجتماع خانوادگى چطور ؟ آيا افراد بشر در اجتماع خانوادگى نيز از لحاظ حقوق اوليهء طبيعى وضع مشابه و همانندى دارند و تفاوت آنها در حقوق اكتسابى است ؟ يا ميان اجتماع خانوادگى يعنى اجتماعى كه از زن و شوهر ، پدر و مادر و فرزندان و برادران و خواهران تشكيل مىشود با اجتماع غيرخانوادگى ، از لحاظ حقوق اوليه نيز تفاوت است و قانون طبيعى ، حقوق خانوادگى را به شكلى مخصوص وضع كرده است ؟ .
در اينجا دو فرض وجود دارد : يكى اينكه زن و شوهرى و پدر و فرزندى يا مادر و فرزندى مانند ساير روابط اجتماعى و همكاريهاى افراد با يكديگر در مؤسسات ملى يا در مؤسسات دولتى ، سبب نمىشود كه بعضى افراد طبعاً وضع مخصوص به خود داشته باشند . فقط مزاياى اكتسابى سبب مىشود كه يكى مثلًا رئيس و ديگرى مرئوس ، يكى مطيع و ديگرى مطاع ، يكى داراى ماهانهء بيشتر و يكى كمتر باشد . زن بودن يا شوهر بودن ، پدر يا مادر بودن و فرزند بودن نيز سبب نمىشود كه هر كدام وضع مخصوص به خود داشته باشند . فقط مزاياى اكتسابى مىتواند وضع آنها را نسبت به