تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

مبانى طبيعى حقوق خانوادگى

گفتيم كه روح و اساس اعلاميهء حقوق بشر اين است كه انسان از يك نوع حيثيت و شخصيت ذاتى قابل احترام برخوردار است و در متن خلقت و آفرينش يك سلسله حقوق و آزاديها به او داده شده است كه به هيچ نحو قابل سلب و انتقال نمىباشند . و گفتيم اين روح و اساس ، مورد تأييد اسلام و فلسفه‌هاى شرقى است و آنچه با روح و اساس اين اعلاميه ناسازگار است و آن را بىپايه جلوه مىدهد همانا تفسيرهايى است كه در بسيارى از سيستمهاى فلسفى غرب در بارهء انسان و تاروپود هستىاش مىشود . بديهى است كه يگانه مرجع صلاحيتدار براى شناسايى حقوق واقعى انسانها كتاب پر ارزش آفرينش است . با رجوع به صفحات و سطور اين كتاب عظيم حقوق واقعى مشترك انسانها و وضع حقوقى زن و مرد در مقابل يكديگر مشخص مىگردد . عجيب اين است كه بعضى از ساده دلان به هيچ وجه حاضر نيستند اين مرجع عظيم را به رسميت بشناسند . از نظر اينها يگانه مرجع صلاحيتدار گروهى از افراد بشر هستند كه دست در كار تنظيم اين اعلاميه بوده‌اند و امروز بر همهء جهان سيادت و حكمرانى دارند ، هرچند خودشان عملًا چندان پابند مواد اين اعلاميه نيستند ؛ ديگران را نرسد در آنچه آنها مىگويند چون و چرا كنند . ولى ما به نام همان « حقوق بشر »