مطيع يا مطاع ، فرمانده يا فرمانبر ، كارگر يا كارفرما ، افسر يا سرباز به دنيا نيامدهاند .
تشكيلات زندگى انسانها طبيعى نيست ؛ كارها و پستها و وظيفهها به دست طبيعت تقسيم نشده است .
6 . فرضيهء تشابه حقوق خانوادگى زن و مرد مبتنى بر اين است كه اجتماع خانوادگى مانند اجتماع مدنى است . افراد خانواده داراى حقوق همانند و متشابهى هستند . زن و مرد با استعدادها و احتياجهاى مشابه در زندگى خانوادگى شركت مىكنند و سندهاى مشابهى از طبيعت در دست دارند . قانون خلقت بهطور طبيعى براى آنها تشكيلاتى در نظر نگرفته و كارها و پستها را ميان آنها تقسيم نكرده است .
و اما فرضيهء عدم تشابه حقوق خانوادگى مبتنى بر اين است كه حساب اجتماع خانوادگى از اجتماع مدنى جداست . زن و مرد با استعدادها و احتياجهاى مشابهى در زندگى خانوادگى شركت نمىكنند و سندهاى مشابهى از طبيعت در دست ندارند .
قانون خلقت آنها را در وضع نامشابهى قرار داده و براى هر يك از آنها مدار و وضع معينى در نظر گرفته است .
اكنون ببينيم كداميك از دو فرضيهء بالا درست است و از چه راه بايد درستى يكى از اين دو فرض را بفهميم .
با مقياسى كه قبلًا در دست داديم تعيين اينكه كداميك از دو فرض بالا صحيح است كار چندان دشوارى نيست . به استعدادها و احتياجهاى طبيعى زن و مرد ، به عبارت ديگر به سندهاى طبيعى كه قانون خلقت به دست هر يك از زن و مرد داده است مراجعه مىكنيم ، تكليف روشن مىشود .
آيا زندگى خانوادگى طبيعى است يا قراردادى ؟
در مقالهء پيش گفتيم كه در بارهء « زندگى اجتماعى انسان » دو نظر است : بعضى زندگى اجتماعى انسان را طبيعى مىدانند ، به اصطلاح انسان را « مدنىّ بالطبع » مىدانند . بعضى ديگر برعكس ، زندگى اجتماعى را يك امر قراردادى مىدانند كه انسان به اختيار خود و تحت تأثير عوامل اجباركنندهء خارجى - نه عوامل درونى - آن را انتخاب كرده است .
در باب زندگى خانوادگى چطور ؟ آيا در اينجا هم دو نظر است ؟ خير ، در اينجا يك نظر بيشتر وجود ندارد . زندگى خانوادگى بشر صد در صد طبيعى است ؛ يعنى انسان