خلافت كوچ داد و كارها را به آنان سپرد . طولى نكشيد كه تركها زمام كارها را دردست گرفتند و قدرتشان بر ايرانيان و اعراب فزونى يافت .
معتصم از آن نظر كه به تركها نسبت به خود اعتماد و اطمينان داشت روز به روز ميدان را براى آنان بازتر مىكرد . از اين رو در مدت كمى اينان يكه تاز ميدان حكومت اسلامى شدند . تركها همه مسلمان بودند و زبان عربى آموخته بودند و نسبت به اسلام وفادار بودند ، اما چون از آغاز ورودشان به عاصمهء تمدن اسلامى تا قدرت يافتنشان فاصلهء زيادى نبود ، به معارف و آداب و تمدن اسلامى آشنايى زيادى نداشتند و خلق و خوى اسلامى نيافته بودند ؛ بر خلاف ايرانيان كه هم سابقهء تمدن داشتند و هم علاقه مندانه معارف و اخلاق و آداب اسلامى را آموخته بودند و خلق و خوى اسلامى داشتند و خود پيش قدم خدمتگزاران اسلامى به شمار مىرفتند .
در مدتى كه ايرانيان زمام امور را در دست داشتند ، عامهء مسلمين راضى بودند . اما تركها در مدت نفوذ و در دست گرفتن قدرت آنچنان وحشيانه رفتار كردند كه عامهء مردم را ناراضى و خشمگين ساختند .
سربازان ترك هنگامى كه بر اسبهاى خود سوار مىشدند و در خيابانها و كوچههاى بغداد به جولان مىپرداختند ، ملاحظه نمىكردند كه انسانى هم در جلو راه آنها هست . از اين رو بسيار اتفاق مىافتاد كه زنان و كودكان و پيران سالخورده و افراد عاجز در زير دست و پاى اسبهاى آنها لگدمال مىشدند .
مردم آنچنان به ستوه آمدند كه از معتصم تقاضا كردند پايتخت را از بغداد به جاى ديگر منتقل كند . مردم در تقاضاى خود يادآورى كردند كه اگر مركز را منتقل نكند با او خواهند جنگيد . معتصم گفت : « با چه نيرويى مىتوانند با من بجنگند ؟ ! من هشتاد هزار سرباز مسلح آماده دارم ! » .
گفتند :
« با تيرهاى شب ؛ يعنى با نفرينهاى نيمه شب به جنگ تو خواهيم آمد . » .
معتصم پس از اين گفتگو با تقاضاى مردم موافقت كرد و مركز را از بغداد به سامرا منتقل كرد .
پس از معتصم ، در دورهء واثق و متوكل و منتصر و چند خليفهء ديگر نيز تركها عملا زمام امور را در دست داشتند و خليفه دست نشاندهء آنها بود . بعضى از خلفاى عباسى درصدد كوتاه كردن دست تركها برآمدند اما شكست خوردند . يكى از خلفاى عباسى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 488
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨٨