افراد خانه كاملا به قدرت ايمان و پايهء عمل عثمان بن مظعون پى برده و دانسته بودند كه او به راستى يك مسلمان واقعى بود . ميزان علاقه و محبت رسول اكرم را نسبت به او نيز به دست آورده بودند . براى هر فرد عادى كافى بود كه به موجب اين دو سند ، شهادت بدهند كه عثمان اهل بهشت است .
در حالى كه مشغول تهيهء مقدمات دفن بودند رسول اكرم وارد شد . ام علاء همان وقت رو كرد به جنازهء عثمان و گفت :
« رحمت خدا شامل حال تو باداى عثمان ! من اكنون شهادت مىدهم كه خداوند تو را به جوار رحمت خود برد . » .
تا اين كلمه از دهانام علاء خارج شد ، رسول اكرم فرمود :
« تو از كجا فهميدى كه خداوند عثمان را در جوار رحمت خود برد ؟ ! » .
- يا رسول اللَّه ! من همين طورى گفتم و گرنه من چه مىدانم .
- عثمان رفت به دنيايى كه در آنجا همهء پردهها از جلو چشم برداشته مىشود . و البته من دربارهء او اميد خير و سعادت دارم . اما به تو بگويم ، من كه پيغمبرم دربارهء خودم يا دربارهء يكى از شما اينچنين اظهارنظر قطعى نمىكنم .
ام علاء از آن پس دربارهء احدى اينچنين اظهارنظر نكرد . دربارهء هركس كه مىمرد ، اگر از او مىپرسيدند ، مىگفت :
« فقط خداوند مىداند كه او فعلا در چه حالى است . » .
پس از مدتى كه از مردن عثمان گذشت ، ام علاء او را در خواب ديد در حالى كه نهرى از آب جارى به او تعلق داشت . خواب خود را براى رسول اكرم نقل كرد .
رسول اكرم فرمود :
« آن نهر ، عمل اوست كه همچنان جريان دارد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 9 / ص 48 ؛ و اسدالغابه ، ج 5 / ص 604 .