شكايت از شوهر
على عليه السلام در زمان خلافت خود كار رسيدگى به شكايات را شخصا به عهده مىگرفت و به كس ديگرى واگذار نمىكرد . روزهاى بسيار گرم كه معمولا مردم ، نيمروز در خانههاى خود استراحت مىكردند او در بيرون دارالاماره در سايهء ديوار مىنشست كه اگر احيانا كسى شكايتى داشته باشد بدون واسطه و مانع شكايت خود را تسليم كند . گاهى در كوچهها و خيابانها راه مىافتاد ، تجسس مىكرد و اوضاع عمومى را از نزديك تحت نظر مىگرفت .
يكى از روزهاى بسيار گرم ، خسته و عرق كرده به مقر حكومت مراجعت كرد .
زنى را جلو در ايستاده ديد . همين كه چشم زن به على افتاد جلو آمد و گفت شكايتى دارم :
« شوهرم به من ظلم كرده ، مرا از خانه بيرون نموده ، به علاوه مرا تهديد به كتك كرده و اگر به خانه بروم مرا كتك خواهد زد . اكنون به دادخواهى نزد تو آمدهام . » .
- بندهء خدا ! الآن هوا خيلى گرم است ، صبر كن عصر هوا قدرى بهتر بشود ، خودم به خواست خدا با تو خواهم آمد و ترتيبى به كار تو خواهم داد .
- اگر توقف من در بيرون خانه طول بكشد ، بيم آن است كه خشم او افزون گردد و بيشتر مرا اذيت كند .