تأخير بيندازيد تا ما فكرى بكنيم و ببينيم چه تصميم مىگيريم ؟ .
- چه مانعى دارد . چند روز مهلت مىخواهيد ؟ يك روز يا دو روز ؟ .
- يك روز و دو روز كافى نيست ، ما بايد به رؤسا و بزرگان خود نامه بنويسيم و آنها بايد مدتها با هم مشورت كنند تا تصميمى گرفته شود .
ربعى كه مقصود آنها را فهميده بود و مىدانست منظور اين است كه دفع الوقت شده باشد ، گفت :
« آنچه پيغمبر ما سنت كرده و پيشوايان ما رفتار كردهاند اين است كه در اين گونه مواقع بيش از سه روز تأخير جايز ندانيم . من سه روز مهلت مىدهم تا يكى از سه كار را انتخاب كنيد : يا اسلام بياوريد . در اين صورت ما از راهى كه آمدهايم برمىگرديم ؛ سرزمين شما با همهء نعمتها مال خودتان ؛ ما طمع به مال و ثروت و سرزمين شما نبستهايم . يا قبول كنيد جزيه بدهيد . يا آمادهء نبرد باشيد . » .
- معلوم مىشود تو خودت فرمانده كل مىباشى كه با ما قرار مىگذارى .
- خير ، من يكى از افراد عادى هستم ، اما مسلمانان مانند اعضاى يك پيكرند ، همه از همند . اگر كوچكترين آنها به كسى امان بدهد ، مانند اين است كه همه امان دادهاند « 1 » . همه امان و پيمان يكديگر را محترم مىشمارند .
هامش
( 1 ) . عبارت ربعى اين است : « و لكن المسلمين كالجسدالواحد بعضهم من بعض يجيرادناهم على اعلاهم » . اين مرد مضمون اين جمله را مجموعا از دو حديث نبوى ذيل اقتباس كرده است :
الف . « مثل المؤمنين فى تواددهم و تراحمهم كمثل الجسد اذا اشتكى بعض تداعى له سائر اعضاء جسده بالحمّى و السهر » يعنى اهل ايمان از نظر عواطف و علائق و پيوندهاى دوستانه مانند يك پيكرند . چون عضوى به درد آيد ، ساير عضوها به وسيلهء تب و بيخوابى با او همدردى مىكنند . سعدى اشاره به مضمون اين حديث مىكند آنجا كه مىگويد :
بنى آدم اعضاى يك پيكرند .
كه در آفرينش ز يك گوهرند .
چو عضوى به درد آورد روزگار .
دگر عضوها را نماند قرار .
در خطبهاى كه خود عمر هنگام فرستادن سپاه به ايران ايراد كرد نيز به مضمون اين حديث اشاره كرد و گفت : « ان اللَّه عزوجل قد جمع على الاسلام اهله فالّف بين القلوب وجعلهم فيه اخوانا والمسلمون فيما بينهم كالجسد لايخلو منه شىء من شىء اصاب غيره ، و كذلك يحق على المسلمين ان يكونوا و امرهم شورى بينهم بين ذوى الراى منهم » يعنى خداوند اهل اسلام را گرد محور اسلام جمع كرده است ، دلهاى آنها را به هم الفت داده و آنها را برادر يكديگر قرار داده است . مسلمانان با خودشان مانند يك پيكرند .
آنچه به عضوى اصابت كند ، به همهء عضوها اصابت مىكند . شايستهء مسلمانان اين است كه اينچنين باشند ، كار خود را با مشورت و رأى اهل رأى و نظر اداره مىكنند ( يا شايستهء مسلمين اين است كه امور خود را با مشورت اداره كنند . ) : كامل ابن اثير ، جلد 2 ، صفحهء 310 .
ب . « المسلمون تتكافؤ دماؤهم ، يسعى بذمتهم ادناهم ، و هم يد على من سواهم » يعنى مسلمانان خونشان برابر است . كوچكترين آنها قراردادشان را محترم مىشمارد . آنها در برابر دشمن مانند يك دست مىباشند .