وجودش فقط به نفع آنهاست شديد منع مىكند و مىفرمايد : چرا تو شترهايت را به هارون اجاره مىدهى ، علىّ بن يقطين را كه محرمانه با او سَر و سرّى دارد و شيعه است و تشيع خودش را كتمان مىكند تشويق مىنمايد كه حتما در اين دستگاه باش ، ولى كتمان كن و كسى نفهمد كه تو شيعه هستى ؛ وضو را مطابق وضوى آنها بگير ، نماز را مطابق نماز آنها بخوان ؛ تشيع خودت را به اشدّ مراتب مخفى كن ، اما در دستگاه آنها باش كه بتوانى كار بكنى .
اين همان چيزى است كه همهء منطقها اجازه مىدهد . هر آدم با مسلكى به افراد خودش اجازه مىدهد كه با حفظ مسلك خود و به شرط اينكه هدف ، كار براى مسلك خود باشد نه براى طرف ، [ وارد دستگاه دشمن شوند ] يعنى آن دستگاه را استخدام كنند براى هدف خودشان ، نه دستگاه ، آنها را استخدام كرده باشد براى هدف خود . شكلش فرق مىكند ؛ يكى جزء دستگاه است ، نيروى او صرف منافع دستگاه مىشود ، و يكى جزءِ دستگاه است ، نيروى دستگاه را در جهت مصالح و منافع آن هدف و ايدهاى كه خودش دارد استخدام مىكند .
به نظر من اگر كسى بگويد اين مقدار هم نبايد باشد ، اين يك تعصب و يك جمود بىجهت است . همهء ائمه اينجور بودند كه از يك طرف ، شديد همكارى با دستگاه خلفاى بنى اميه و بنى العباس را نهى مىكردند و هر كسى كه عذر مىآورد كه آقا بالاخره ما نكنيم كس ديگر مىكند ، مىگفتند همه نكنند ، اين كه عذر نشد ، وقتى هيچ كس نكند كار آنها فلج مىشود ؛ و از طرف ديگر افرادى را كه آنچنان مسلكى بودند كه وقتى در دستگاه خلفاى اموى يا عباسى بودند در واقع دستگاه را براى هدف خودشان استخدام مىكردند تشويق مىكردند چه تشويقى ! مثل همين « علىّ بن يقطين » يا « اسماعيل بن بزيع » ؛ و رواياتى كه ما در مدح و ستايش چنين كسانى داريم حيرتآور است ، يعنى اينها را در رديف اولياء اللَّه درجه اول معرفى كردهاند . رواياتش را شيخ انصارى در مكاسب در مسألهء « ولايت جائر » نقل كرده است .
ولايت جائر
مسألهاى داريم در فقه به نام « ولايت جائر » يعنى قبول پست از ناحيهء ظالم . قبول پست از ناحيهء ظالم فى حدّ ذاته حرام است ولى فقها گفتهاند همين كه فى حدّ ذاته حرام است در مواردى مستحب مىشود و در مواردى واجب . نوشتهاند اگر تمكّن از