مخالفت مىشد . آن وقت چطور شد كه ولايتعهدى در زمان مأمون اين ايراد را نداشت ؟ .
جواب : اولا اين كه مىگويند مخالفت مىشد ، آنچنان هم مخالفت نمىشد ، يعنى آن وقت هنوز ديگران به خطرات اين مطلب توجه نكرده بودند ، فقط عدهء كمى توجه داشتند ، و اين بدعتى بود كه براى اولين بار در دنياى اسلام به وجود آمد ، و علت آن عكس العمل بسيار شديد امام حسين نيز همين بود كه بىاعتبارى و بدعت بودن و حرام بودن اين كار را مشخص كند كه كرد . در دورههاى بعد اين امر ديگر جنبهء مذهبى خودش را از دست داده بود ، همان شكل ولايتعهدهاى دوران قبل از اسلام را به خود گرفته بود كه پشتوانهاش فقط زور بود و ديگر جنبهء به اصطلاح اسلامى نداشت ؛ و علت مخالفت حضرت رضا با قبول ولايتعهدى نيز يكى همين بود - و در كلمات خود حضرت هست - كه اصلًا خود اين عنوان « ولايتعهد » عنوان غلطى است ، چون معنى « ولايتعهد » اين است كه حق مال من است و من زيد را براى جانشينى خودم انتخاب مىكنم ؛ و آن بيانى كه حضرت فرمود اين مال توست يا مال غير و اگر مال غير است تو حق ندارى بدهى ، شامل « ولايتعهد » هم هست .
سؤال : فرضى فرمودند كه اگر فضل بن سهل شيعى واقعى بود مصلحت بود كه حضرت در ولايتعهدى با ايشان همكارى كند و بعد دست مأمون را از خلافت كوتاه كنند . اينجا اشكالى پيش مىآيد و آن اينكه در اين صورت لازم مىشد كه حضرت مدتى اعمال مأمون را تصويب كنند و حال آنكه با توجه به عمل حضرت على عليه السلام امضا كردن كار ظالم در هر حدى جايز نيست .
جواب : به نظر مىرسد كه اين ايراد وارد نباشد . فرموديد به فرض اينكه فضل بن سهل شيعى بود حضرت بايد مدتى اعمال مأمون را امضاء مىكرد و اين جايز نبود همچنانكه حضرت امير حكومت معاويه را امضاء نكرد .
خيلى تفاوت است ميان وضع حضرت رضا نسبت به مأمون و وضع حضرت امير نسبت به معاويه . حضرت امير مىبايست امضايش به اين شكل مىبود كه معاويه به عنوان يك نايب و كسى كه از ناحيهء او منصوب است كار را انجام دهد ، يك ظالمى مثل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٣