از پليدان را به مدينه فرستاد . « 1 »
2 - در برابر آنان گروهى بر اين باورند كه مختار عنصرى جاه طلب و شيفتهء قدرت بود و در راه به دست آوردن آن ، از هر وسيلهاى بهره مىگرفت و بسان دنياطلبان هدف براى او وسيله را توجيه مىكرد . و به همين دليل است كه : به دروغ ادّعاى نمايندگى محمّد بن حنفيّه را نمود . از پى آن ، او را مهدى خواند و خود را نمايندهء مهدى ، و بدعتى پديد آورد .
پيكار او با دشمنان خاندان رسالت نيز بيشتر براى جلب افكار دوستداران آنان و تحكيم قدرت بود ، نه براى خدا و اجراى عدالت . بويژه كه او پس از مراحل نخستين پيروزى بتدريج به فريبكارى و خودكامگى كشيده شد .
و اين ديدگاه نيز رواياتى بر دريافت خويش دارد .
براى نمونه :
از ششمين امام نور آوردهاند كه فرمود : هنگامى كه خدا بخواهد از بيدادگران انتقام بكشد ، گاه ظالمى را بر آنان مسلّط مىسازد . همان گونه كه « بخت النصّر » را بر كشندگان يحيى و زكريّا مسلّط ساخت . « 2 »
3 - ديدگاه ديگر در مورد مختار اين است كه :
او به « عبد اللَّه بن زبير » گفت : من مردمى را مىشناسم كه اگر مردى آگاه و پرشهامت بر اساس نقشه و برنامهء درست و حساب شده بسوى آنان رود ، سپاهى گران از آنان برايت گرد مىآورد كه مىتوانى بوسيلهء آن نظام اموى را درهم كوبى و قدرت را بدست گيرى .
عبد اللَّه پرسيد آن مردم كيانند و كجا هستند ؟
پاسخ داد : دوستداران امير مؤمنان در كوفه امروز .
عبد اللَّه گفت : و تو همان مرد شجاع و آگاه و با برنامهاى هستى كه بايد به روى و اين كار را به سامان آورى ! برو كه امكانات از من و كار از تو ! او آمد و با سر دادن شعار خونخواهى سالار شهيدان و گريه بر ياران فداكار او
هامش
( 1 ) - همان مدرك .
( 2 ) - رجال كشّى ، ج 1 ، ص 340 - 343 ؛ قصص الأنبياء راوندى ، ص 228 .