تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
( 1 ) اگر درياهاى دانش و بينش و والايىهاى ما كران تا كران گيتى را در بر گرفته ، امّا درياى شما به گونه‌اى ناچيز است كه يك جاندار كوچك آبزى را نيز جاى نمىدهد و آن را نمىپوشاند ؛ گناه ما چيست ؟ ! اين فزونبخشى خداست كه آن را به هر كه بخواهد و شايسته بنگرد ارزانى مىدارد . « 1 » و خدا به هر كس نور و روشنايى نداده باشد ، او را هيچ روشنايى و روشنگرى نخواهد بود . « 2 » هنگامى كه سخنان روشنگر و شور انگيز دخت اصلاح طلب و فرزانهء فاطمه به اينجا رسيد ، ديگر شيون و گريه بود كه فضا را پر كرد و مردم يك صدا فرياد بر آوردند كه : هان اى دختر پاكان و پاكيزگان گيتى ! ديگر بس است كه دلهايمان را به آتش كشيدى و سوزاندى و درون جانمان را شعله‌ور ساختى و برافروختى ! و آن گاه بود كه آن بانوى آزاده و ستم ستيز و عدالتخواه پس از ترسيم شجاعانه پرتوى از پيام عاشورا از سخن باز ايستاد .

سخنان روشنگرانهء دخت ديگر امير مؤمنان

( 2 ) سپس سوّمين دخت فرزانه و انديشمند امير مؤمنان ، « امّ كلثوم » ، بسان آموزگارى خير خواه و دلسوز و ژرفنگر بر كرسى روشنگرى و هدايت نشست و در حالى كه به خاطر بزرگى فاجعه پديد آمده ، گريه به آن بانوى شجاع و شير دل امان نمىداد ، در ترسيم پرتوى از پيامها و برنامه‌هاى نهضت مسالمت آميز و اصلاحگرانه و استبداد ستيز پيشواى آزادى ، و انعكاس بخشى از شقاوت و شرارت و ددمنشى رژيم خشونت كيش و انسان ستيز اموى در برابر آن ، چنين گفت : « يا أهل الكوفة ! سوءا لكم ما لكم خذلتم حسينا و قتلتموه ، و سبيتم نساءه و نكبتموه ؟ ويلكم ! أ تدرون أىّ دواه دهتكم ؟ و أىّ وزر على ظهوركم حملتم ؟ و أىّ دماء سفكتم ؟ و أىّ كريمة أصبتموها ؟
هامش
( 1 ) - سورهء 62 ، آيهء 4 . ( 2 ) - سورهء 24 ، آيهء 40 .