تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اعتنايى به اختناق و سانسور رژيم خشونت پيشهء اموى ، به روشنگرى و نورافشانى و بيان حقايق و ترسيم پيام نهضت اصلاح‌طلبانهء عاشورا پرداخت و چنين گفت : ( 1 ) « الحمد للَّه عدد الرّمل و الحصى و زنة العرش الى الثّرى ، احمده و اؤمن به ، و أتوكّل عليه ، و أشهد أن لا إله الّا اللَّه ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله ، و أنّ أولاده ذبحوا بشطّ الفرات من غير ذحل و لا ترات . . . . » خداى يكتا را به شمار ريگ‌هاى بيابان و شن‌هاى پراكنده در شنزارها و به عظمت و سنگينى وزن عرش تا فرش ستايش مىكنم ، و به ذات بىهمتاى او هماره ايمان مىآورم و بر آن سرچشمهء قدرت‌ها و عزّت‌ها و سرفرازىها اعتماد و توكّل مىنمايم ، و با همهء وجود گواهى مىكنم كه خدايى جز ذات پاك و بىهمتاى خداى فرزانه نيست و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بندهء برگزيده و پيامبر بزرگ اوست . و نيز گواهى مىدهم كه فرزند سرفراز و ارجمندش ، حسين عليه السّلام ، به همراه ديگر فرزندان آن حضرت در ساحل فرات و كنار آب روان بىهيچ جرم و گناهى كه در خور قصاص و يا كيفرى باشند ، به دست سپاه تاريك انديش و خمود و خشن رژيم مدّعى اسلام و مسلمانى با لب تشنه و به صورت ضدّ انسانى و بىرحمانه‌اى سر بريده شدند . بار خدايا از اينكه در سراسر زندگى سخنى را به ناروا و دروغ به تو نسبت دهم ، و يا گفتارى در جهت خلاف آنچه تو فرو فرستاده‌اى ، بر زبان آورم ، به ذات پاك تو پناه مىبرم ! بار خدايا ! پيامبر تو براى جانشين راستين خود ، على ، فرزند رشيد ابو طالب - كه درود خدا بر آنان باد - از مردم پيمان و بيعت گرفت ، امّا زورمداران و فريبكاران پس از پيامبرت ، حقّ او را غصب و پايمال ساختند و خودش را بىهيچ گناهى كشتند ؛ درست همان گونه كه ديروز فرزند ارجمند و آزاديخواه او را در خانه و سرزمينى از خانه‌ها و زمينهاى خدا به خاك و خون كشيدند . اين جنايت رسوا و اين قتل عام بربرمنشانه به دستور ظالمانه و به دست پليد گروهى انجام پذيرفت كه سوگمندانه نام اسلام بر لب دارند و ژست مسلمانى مىگيرند و عنوان حزب اللَّه و خيل اللَّه را يدك مىكشند ! راستى كه مرگ و نفرين بر اسلام و مسلمانى اينان باد ! خداوندا ! اين مردم سست عنصر و ستم پذير ، نه راه و رسم انسانى و خدا پسندانه
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 295 | على كرمى / ابن نما الحلي