تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
( 1 ) ستايش از آن خداست كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر نياى گرانقدرم ، محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ، و سلّم ، آخرين پيام آوران و برگزيدگان بارگاه حق باد . امّا بعد ؛ هان اى مردم كوفه ! هان اى نيرنگ بازان و پيمان‌شكنان ! آيا بر ما و رويداد اندوهبارى كه براى ما پيش آمده است ، گريه مىكنيد ؟ ! اميد كه اشكهايتان هرگز نخشكد و شيون و فريادتان به آرامش نگرايد ! وصف شما تيره‌بختان بىوفا و پيمان‌شكن ، بسان وصف آن زن بىخردى است كه رشته‌هاى خود را پس از تابيدن و آماده ساختن ، دگرباره باز مىنمود و پنبه مىكرد ! شما ايمان و باور دينى خودتان را بازيچه ساخته‌ايد ! شما مردم متزلزل و دنيا طلب ، جز خودخواهى و خودستايى ، لاف‌زنى و گزافه‌گويى ، خفّت پذيرى بردگان ددمنش و ذلّت زده ، چاپلوسى كنيزكان تملّق‌باف ، و كينه‌توزى و سخن چينى دشمنان خيره‌سر چه سرمايه‌اى داريد ؟ شما به گياه و سبزه‌اى مىمانيد كه در دل لجنزارها مىرويد ، و يا بسان نقره‌اى هستيد كه به وسيلهء آن ، گور سرد و خاموش مردگان را مىآرايند ! به هوش باشيد كه با عهدشكنى و بريدن از حركت آزاديخواهانه و نهضت فكرى و فرهنگى و عقيدتى و اجتماعى و سياسى و اصلاح‌طلبانه و مسالمت‌جويانه و بشر دوستانه پيشواى آزادى و نجات ، و همكارى و همراهى با دار و دسته استبداد و انحصار و يارى رسانى به قبيلهء شقاوت و خشونت و تاريك انديشى و ضد اصلاحات ، براى سراى آخرت خويش بد كردار و عملكردى را فراهم آورديد كه به خشم خدا گرفتار خواهيد بود و در عذاب او ماندگار ! آن گاه باران حقايق تفكر انگيز و سرزنش‌هاى عبرت آموز را براى دريدن پرده‌هاى غفلت و فريب و انديشاندن حاضران و آيندگان اين گونه باراند كه : أ تبكون و تنتحبون ؟ ( 2 ) اى و اللَّه ! فابكوا كثيرا ، و اضحكوا قليلا ، فلقد ذهبتم بعارها و شنارها و لن ترحضوها به غسل بعدها أبدا ، و أنّى ترحضون قتل سليل خاتم النّبوّة و معدن الرّسالة ، و سيّد شباب أهل الجنّة ، و ملاذ خيرتكم ، و مفزع نازلتكم ، و منار حجّتكم ، و مدرة سنّتكم ، ألا ساء ما تزرون ، و بعدا لكم و سحقا . آيا اينك پس از كشتن پيشواى آزادى و سرفرازى و به خاك و خون نشاندن همراهان و همفكران خداجو و اصلاح طلب‌اش گريه مىكنيد ؟ آيا اكنون ناله و