تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
( 1 ) « فقال زرعة بن أبان : حولوا بينه و بين الماء و رماه به سهم فأثبته في حنكه . سالار شايستگان رو ببارگاه خدا آورد و نيايشگرانه گفت : « اللّهم اقتله عطشا و لا تغفر له أبدا » بار خدايا ، او را تشنه و عطش زده نابود ساز و هرگز مورد آمرزش و بخشايش خود قرارش مده ! « و كان قد أتى بشربة فحال الدم بينه و بين الشرب فجعل يتلقى الدم و يقول هكذا الى السّماء . » در مورد اين عنصر تيره بخت آورده‌اند كه : او پس از نفرين امام حسين عليه السّلام دچار درد گرانى گرديد كه از پيشاروى خويش از سوزش عطش فرياد مىكشيد و از طرف پشت از سوز سرما ، از اين رو پيشارويش همواره چندين بادبزن و وسيله خنك‌كننده بود و پشت سرش كوره‌اى از آتش تا او را گرم كند ؛ و مرتب فرياد مىكشيد كه : تشنگى مرا كشت ، سيرابم كنيد ! ( 2 ) ظرف بزرگى پر از آب و شير و ديگر مواد غذايى و نوشيدنى كه براى گروهى بسنده بود ، برايش مىآوردند و او مىنوشيد و باز هم از تشنگى و عطش فرياد مىزد و به همان بلا گرفتار بود تا سرانجام شكمش بسان شكم شتر تركيد و به دوزخ رفت .

33 - شهادت سردار اردوگاه نور

( 3 ) در اين مورد آورده‌اند كه : پس از فشار تشنگى در اردوگاه نور ، حسين عليه السّلام سوار بر مركب خويش گرديد و در حالى كه سردار ژرفنگر و قهرمان آزادى ، « عباس » پيشاپيش آن حضرت بود ، راه فرات را در پيش گرفت ؛ امّا سپاه بيداد پيشه و ددمنش اموى ميان آن دو برادر جدايى افكند و پس از جدايى افكندن ميان عباس با سالارش حسين عليه السّلام ، او را از هر سو محاصره كردند و در يك پيكار ناجوانمردانه و نابرابر ، آن شير مرد شهامت و اخلاص را به شهادت رساندند . حسين عليه السّلام با ديدن پيكر به خون خفته سردار دلير سپاه خويش سخت اندوهگين گرديد و بر شهادت جانسوز برادر بشدت گريست . من در مورد فداكارى و جانبازى « عباس » و در بارهء آن لحظاتى كه باران تير ميان آن دو برادر جدايى افكند اين گونه سروده‌ام :
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 253 | على كرمى / ابن نما الحلي