اردوگاه نور بست ، تشنگى بر حسين عليه السّلام و ياران حق طلب و خاندان و فرزندان و كودكان خردسالش فشار آورد و كار سخت بالا گرفت .
يكى از گزارشگران رويدادهاى تكاندهنده عاشورا ، به نام « قاسم بن اصبغ » آورده است كه : يكى از گواهان رويدادهاى آن روز به من چنين روايت كرد : هنگامى آب را بر روى حسين عليه السّلام و ياران و خاندانش بستند و فشار تشنگى بالا گرفت ، آن حضرت بر مركب ويژهاش سوار شد و در حالى كه سردار اردوگاه نور عباس پيشاپيش او بود ، راه فرات را در پيش گرفت .
( 1 ) اين كار ضد انسانى و ضد اسلامى رژيم اموى پس از آن بود كه اين نامهء شوم « عبيد » ، امير استبداد پيشه كوفه به فرمانده سپاه اموى ، « عمر بن سعد » رسيد كه : هان اى پسر سعد ! ميان حسين و يارانش با آب فرات ، جدايى افكن و مراقب باش كه آنان قطرهاى از آن آب گوارا ننوشند و نچشند تا يا در برابر فرمان ما سر فرود آورند و يا با لب تشنه كشته شوند ! و پس از اين نامه شوم بود كه سر كردهء سپاه « عبيد » پانصد سوار را به فرماندهى « عمرو بن حجاج » بر انجام اين مأموريت ضد بشرى گماشت و آنان بر گرد شريعه فرات آمدند و با محاصره شريعه ، راه را براى برگرفتن آب از سوى ياران حسين عليه السّلام بستند و ميان اردوگاه نور و آب فرات فاصله افكندند .
گفتنى است كه فرات از نظر موقعيت جغرافيايى به گونهاى گود بود كه از هر نقطه آن برداشتن آب ممكن نبود و تنها از راهى خاصّ كه ساخته شده بود ، برداشتن آب امكان داشت و آن راه را « شريعه » مىگفتند كه بسته شد .
« عبد اللَّه ازدى » ، در انجام اين دستور بيدادگرانه بود كه به سالار شايستگان فرياد بر آورد كه : هان اى حسين ! آيا به اين آب زلال و گوارا مىنگرى كه بسان سينهء آسمان و يا شكم ماهى موج مىزند ؟ به خداى سوگند كه تو و يارانت قطرهاى از آن را نخواهيد چشيد تا تشنه لب و عطش زده بميريد ! و هنگامى كه حسين عليه السّلام به طرف فرات روى آورد ، عنصر گمراه ديگرى به نام « زرعة بن أبان » به سپاه اموى فرياد بر آورد كه : هان اى لشكريان ! آماده باشيد و ميان حسين و آب جدايى افكنيد . و خودش تيرى در كمان نهاد و حسين عليه السّلام را نشانه رفت و آن را بر گلوگاه آن بزرگوار نشاند .
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: على كرمى
ص٢٥٢