تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
به دست آورد ، ضربه‌اى سخت بر او وارد ساخت و آن نوجوان دلير بر چهره‌اش بر زمين افتاد و در همان حال ندا داد كه هان اى عمو ! عمو جان مرا درياب ! حسين عليه السّلام خود را به ميدان كارزار رساند و بسان باز شكارى بر قاتل شقاوت پيشه يادگار برادر تاخت و با شمشير ستم سوزش او را هدف گرفت . آن تيره بخت بازو را سپر خويش ساخت كه شمشير ظلم ستيز پيشواى آزادى دست آن عنصر پليد را از مرفق قلم كرد و او خروشى بر آورد كه همهء سپاه اموى صداى او را شنيد . آن گاه حسين عليه السّلام از آن فرارى دست كشيد و به سواره نظام سپاه كوفه حمله كرد تا يادگار ارجمند برادر را از محاصره آنان نجات دهد كه در اين پيكار و گريز سپاه اموى از برابر آن حضرت پيكر نازنين قاسم پايمال گرديد و در آن حال سر بر بستر شهادت نهاد . آن گاه حسين عليه السّلام را ديدند كه بر بالين آن نوجوان نشسته و سرش را به دامان گرفته است و او نيز در حال جان دادن پاهاى خود را به زمين مىسايد و مىكوبد . سالار شايستگان فرمود : « بعدا لقوم قتلوك و من خصمهم يوم القيامة فيك جدّك . » ( 1 ) از مهر و رحمت خدا دور باد مردمى كه تو را كشتند . آن كسى كه در روز رستاخيز با آن تبهكاران دشمن است ، نياى گرانقدرت پيامبر خدا خواهد بود . و آن گاه افزود : « عزّ و اللَّه على عمّك أن تدعوه فلا يجيبك ، أو يجيبك فلا ينفعك ، صوت و اللَّه كثر واتره و قلّ ناصره . » به خداى سوگند سخت است بر عموى تو ، كه تو نور ديده‌ام او را به يارى بخوانى و او نتواند تو را پاسخ دهد و يا پاسخ تو را بدهد ، امّا براى تو سودى ببخشد . يادگار برادرم ! به خداى سوگند نداى يارى خواهى تو ، نداى كسى است كه كشته‌شدگان ياران و خاندانش بسيار و يار و ياورش اندك است . سپس سالار شايستگان پيكر به خون خفته او را در آغوش كشيد و آورد و در ميان پيكرهاى به خون خفته ياران و قهرمانان شهيدش قرار داد . گزارشگر اين رويداد تكاندهنده آورده است كه : پرسيدم اين نوجوان - كه به دست سپاه اموى كشته شد - كه بود ؟