تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
گرانمايه آن حضرت را به نياى گرانقدرش محمّد برسان و همنشينى و همراهى آن حضرت ، در بهشت جاودانه و آن جايگاه پرطراوت و زيبا را روزيم ساز !

بارشى از باران تيرها بر اردوگاه نور

پس از فداكارى اين مرد آزاده بود كه « ابن سعد » به « عمرو بن سعيد » - كه سر كرده گروهى از تير اندازان سپاه اموى بود - فرمان داد تا اردوگاه نور را تيرباران كنند ! و آنان با بارش بارانى از تير ، ديگر ياران حسين عليه السّلام را - كه هنوز به شرف شهادت نايل نيامده بودند - هدف گرفتند و افزون بر هدف ساختن خود آنان ، مركبهايشان نيز از شرارت آن تجاوزكاران مصون نماند و آنها را زخمى ساختند و پى كردند ! كار بجايى رسيد كه سالار آزادى و آزادگى در آن پهن دشت آكنده از دشمن ، يكّه و تنها ماند و ديگر نه رزم‌آور و دليرى از چابك سواران براى ياريش ماند و نه از پياده نظام . اين اشعار بيانگر زبان حال و شرايط دشوار آن حضرت است : ( 1 )
أ تمسى المذاكى تحت غير لوائنا * و نحن على أربابها امراء و أىّ عظيم رام أهل بلادنا * فانّا على تغييره قدراء . . .
آيا شبانگاهان فرا رسد مركب‌ها جز زير پرچم ما باشند ، آن هم در حالى كه ما بر صاحبان آن‌ها فرمانرواييم ؟ هر كدام از زورمداران كه بخواهند بر هموطنان ما ستم و بيداد روا دارند ما براى در هم كوبيدن بساط ستم آنان تواناييم . در كران تا كران آسمان شمشيرى نخواهد درخشيد جز اين كه از ما بر آن باز دارنده‌اى خواهد بود .

19 و 20 - دو آزاد مرد ديگر

( 2 ) پس از اين مرحلهء حسّاس بود كه دو تن از اندك باقيمانده از ياران فداكار حسين عليه السّلام ، « سيف » و « مالك جابريان » كه از قبيله دلاور خيز همدان ، از خطّه « يمن » بودند ، گام به ميدان كارزار نهادند و با برافراشته داشتن پرچم يارى حق و عدالت و پيشواى آن ، آماده پيكار شدند . آنان نخست پيشاروى سالارشان ايستادند و با همهء وجود به عنوان وداع گفتند