از ديگر ياران خواست تا با دست كشيدن از جهاد به نماز بايستند و وظيفه بندگى را در بارگاه خدا بجا آورند .
( 1 ) هنگامى كه آن حضرت به نماز ايستاد ، « ابن حصين » ، يكى از فرماندهان سپاه اموى نعره بر آورد كه : هان اى حسين ! نماز تو پذيرفته نيست ! چرا كه آن حضرت از امير و خليفه آنان فرمان نبرده و در ستم و بيداد و پايمال ساختن حقوق مردم با آنان همراهى و همكارى نكرده است و در برابر ستم و حق كشى به پا خاسته و پرچم آزادى و آزادگى و نجات و نيك بختى انسان را برافراشته است ! « انّها لا تقبل منك ! » امّا « حبيب بن مظاهر » ، آن دانشور خداجو پاسخ داد كه : هان اى تيره بخت ! آيا نماز و نيايش نسل و تبار پيامبر و ياران آنان پذيرفته نمىشود و نماز تو كه هنوز از بد مستى و شرابخوارگى و گناه دورى نمىجويى پذيرفته مىشود ؟ ( 2 ) « لا يقبل من آل رسول اللَّه و انصارهم و تقبل منك و انت شارب الخمر ؟
و پارهاى نيز در اين مورد آوردهاند كه : در آن شرايط حسين عليه السّلام و ياران فداكارش نماز را به صورت فردى و با اشاره خواندند ، و « زهير » براى دفاع از حق دست به پيكارى سخت و دليرانه زد و تا شهادت در راه خدا به پيكار قهرمانانهاش ادامه داد .
18 - جهاد و نيايش آزاد مرد « حنفى »
هنگامى كه جنگ و جنون سپاه اموى ادامه يافت و پيشواى آزادى ناگزير از جهاد و دفاع گرديد ، مردى از آزاد مردان « حنفى » گام به پيش نهاد و پيشاپيش حسين عليه السّلام جان و تن را سپر بلا ساخت تا آن حضرت را با جانفشانى و فداكارى خويش از خطر دشمن حراست و حفاظت كند و خود را فداى او سازد .
او تا آنجا در اين راه شكيبايى ورزيد و باران تيرها و شمشيرها و نيزههاى دشمن را به جان خريد و با آنان دلاورانه پيكار كرد كه به شرف شهادت در راه حق و عدالت نايل آمد و در برابر ديدگان سالار شايستگان و پيشاورى او ، با پيكرى غرق در خون نقش بر زمين گرديد .
در همان حال روى نيايش و نياز به بارگاه آن بىنياز كرد كه : بار خدايا ! تو بر آن چه بخواهى و مصلحت بدانى توانايى ، و چيزى در اين راه تو را ناتوان نمىسازد ؛ پس خبر يارى رسانى من به حسين عليه السّلام و دفاع قهرمانانه من از حقوق و كرامت خاندان