و رنجها و سختيها ، در برابر نعمتهاى گران و بىكرانهاش ، او را سپاس مىگويم .
( 1 ) بار خدايا ! تو را ستايش مىكنم كه ما خاندان را با ارزانى داشتن نعمت گران رسالت و نبوّت ، كرامت بخشيدى و گرامى داشتى و قرآن را بر ما آموختى و ما را به مقرّرات و برنامههاى دين ، آگاهى ژرف و همه جانبه بخشيدى و بر ما گوش شنواى حق ، ديدگان حق نگر ، و قلب حق پذير و روشن عنايت كردى و ما را از شركگرايان قرار ندادى .
آن گاه پس از اين ستايش و سپاس به بارگاه او رو به حلقهء ياران پاكباخته و خاندان پر شكوه خويش كرد و فرمود : واقعيّت اين است كه من نه يارانى وفادارتر و پرمهرتر و بهتر از ياران خويش مىشناسم و نه خاندانى شايسته كردارتر و پرمهرتر و پر فضيلتتر و از نظر پيوند ، استوارتر از خاندان سرفراز خويش سراغ دارم . خداوند به همهء شمايان پاداش نيك ارزانى دارد .
به راستى كه شما شايسته عمل كرديد و خوب حق و عدالت را يارى كرديد و راستى كه خوش درخشيديد ! ياران ! به هوش باشيد كه به باور من از شرارت دشمن سياهكار به ظاهر ، روزى جز فردا براى ما نخواهد بود و آنان با آغاز بامداد ، جنگ تجاوزكارانهء خويش را با ما آغاز خواهند كرد . به همين جهت اينك شما آزاد آزاد هستيد و من بيعت خويش را از شما برداشتم و به همگى اجازه مىدهم كه بىهيچ مانع و مشكلى برخيزيد و از اينجا دور شويد . از تاريكى شب كه شما را فرا گرفته است ، بهره جوييد و آن را مركب خويش سازيد و هر كدام از شما ياران ، دست يكى از مردان خاندان مرا بگيريد و در اين سياهى شب به سوى شهر و ديار خويش برويد و جان خويش را برگيريد و از مرگ نجات دهيد ، چرا كه سپاه شوم اموى تنها مرا مىخواهند و رأى مرا ، در پى من هستند و نه ديگرى ، با من سر كارزار دارند و نه با كس ديگر . و آن گاه بار ديگر همه را دعا كرد .
نمونههايى درس آموز از شور و شعور
1 - پس از سخنان بزرگوارانه و آزادمنشانه سالار شايستگان ، نخست برادران و فرزندانش و پسران عبد اللَّه بن جعفر و خواهر گرانمايهاش ، « زينب » بپاخاستند و گفتند : حسين جان ! هرگز چنين نخواهد شد .