آماده باش سپاه استبداد
( 1 ) [ با فرود پيشواى آزادى و اصلاحات در كوى روشنگرى و ايثار - كه پس از آن ، نامش ماندگار و جاودانه گرديد - سپاه تاريك انديش و خشونت پيشهء اموى نيز بتدريج در آنجا گرد آمد و آنجا را به اردوگاه خويش تبديل ساخت . ]
آن گاه « عمر سعد » فرمانده سپاه اموى دار و دسته دنيادار و دنيا طلب خويش را براى كارزار با سالار شايستگان فرا خواند ، و آنان نيز به فراخوان تجاوزكارانه او پاسخ مثبت دادند [ و آمادگى خويش را براى پيكار با پيشواى آزادى و آزادگى - كه هدف خويش را زنده ساختن حق و برچيدن بساط استبداد و باطل و احياء حقوق پايمال شده تودههاى دربند و زنده ساختن مقررات قرآن و سيره و سنّت عادلانه و انسانى پيامبر مىدانست ، و آن را از راه منطق و روشنگرى و خيرخواهى و مسالمت دنبال مىنمود - اعلان كردند ] و بر ضد آن حضرت و خاندان ارجمندش بپاخاستند و با نعره جنگطلبانه و تجاوزكارانهء سركرده سپاه اموى مخالفت نكردند و چون و چرا نگفتند .
بدترين انتخاب !
( 2 ) در اين مورد آوردهاند كه « عبيد اللَّه » ، به هنگام گماشتن « عمر بن سعد » به سركردگى سپاه خمود خويش ، به او گفت : من تو را به ولايت رى برگزيدهام و در برابر اين پست و مقامى كه برايت در نظر گرفتهام بايد در حل مشكلى كه حسين براى نظام اموى پيش آورده است ، پيشگام باشى و از سوى ما پرچم پيكار با او را به دوش بكشى و كار او را يكسره سازى ! « 1 » و بدينسان پسر مرجانه با نقشهء ابليسى خويش او را بر سر دو راهى سخت و سرنوشتسازى قرار داد و آن عنصر تاريك انديش و حقير و دنيا پرست و شيفته قدرت نيز با وسوسه او ، بدترين انتخاب را نمود و راه رويارويى با برنامه اصلاحى و بشر دوستانه و ضد استبدادى حسين ؛ و آن گاه رسوايى و دوزخ را برگزيد .
در اين مورد آوردهاند كه امير مؤمنان عليه السّلام در يكى از پيش بينىها و پيشگويىهاى
هامش
( 1 ) - نفس المهموم ، ص 211 ؛ تذكرة الخواص ، ص 141 .