( 1 )
المنكر لا يتناهى عنه ، ليرغب المؤمن في لقاء ربّه محقا ، فانّى لا أرى الموت إلّا سعادة و الحيوة مع الظّالمين الّا برما . »
هان اى ياران راه ! حوادث و رخدادهايى بر ما فرود آمده است كه مىنگريد و بر همهء شما آشكار است و چيزى از كسى پوشيده نيست . اينك ، روزگار ما دگرگونى نامطلوب و ناپسندى يافته و ضمن رو كردن و آشكار شدن زشتيها و خودكامگيها ، ارزشها و شايستگيها و زيباييهاى معنوى و انسانى از محيط و جامعهء ما رخت بر بسته و نيكيها بر اين مردم پشت كرده و روند تاريخ و شرايط و اوضاع ، در مسيرى ناخواسته و نامطلوب در جريان است .
از فضيلتها و كرامتها و ارزشهاى انسانى و الهى ، جز اندك و ناچيزى ، بسان قطرههايى كه به هنگام ريخته شدن آب در ته ظرف و يا اطراف جام مىماند ، بيشتر از آن باقى نمانده است ؛ و مردم در بند روزگار ما در يك زندگى ننگين و فاجعه بارى بسان يك مزرعه يا بوستان آفت زده گرفتار آمدهاند ! ياران من ! آيا نمىبينيد كسى به حقّ و حقيقت عمل نمىكند و از باطل روى گردان نيست ؟ شايسته است كه مردم با ايمان از چنين محيط زورمدارانه و شرايط و اوضاع ننگينى به ملاقات پروردگار خود بشتابند ؟ ! من مرگ را - در چنين شرايطى - جز سعادت نمىبينم ؛ و زندگى با اين ستمگران را ملالانگيز و جانفرسا مىدانم ! [ و بدينسان ، حسين عليه السّلام در اين سخن جاودانه و نداى حقطلبانهاش ، هم هدف از شهادت راستين و آگاهانه و خالصانه را بيان فرمود ، كه برپا داشتن حق و سرنگون ساختن باطل و بيداد و دگرگون ساختن سبكها ، شيوهها ، سياستها ، هدفها ، آرمانها و اصلاح بنيادى جامعه در پرتو درايت و ژرفنگرى و واقع بينى و قانونمدارى است ، و هم هنگامهء مناسب و اقدام بموقع و بجاى آن را ؛ و روشن ساخت كه هنگامهء شهادت وقتى است كه حق و عدالت پايمال مىگردد و باطل و فريب و بيداد ، با بستن راههاى گفت و شنود منطقى و روزنههاى خردمندى و خردورزى و اصلاح پذيرى ، با قانونشكنى و خشونت ميداندار مىشود . آرى ، آن گاه است كه مرگ هدفدار براى توحيدگرايان آزاده و اصلاحگران فضيلتخواه ، نيكبختى و زندگى با تبهكاران رنج آور است . ]
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: على كرمى
ص١٦٢