كدام صلح ؟ به اقرار خود مؤلف آن طرف مهاجم بود . اينچنين صلحى جز تسليم مفهومى ندارد .
صفحات 197 و 198 :
بديهى است اينكه حسين بن على عليه السلام مىفرمايد : اگر آمادهء پذيرفتن من نيستيد برمىگردم ، ظاهرسازى يا شوخى نيست ، بلكه آن حضرت واقعاً تصميم داشته است اگر بگذارند مراجعت فرمايد ، زيرا اكنون عبيد اللّه زياد حاكم يزيد بن معاويه بر عراق مسلط است و نيروهاى وى براى جلب امام آمدهاند ، ديگر امكان و قدرت تشكيل حكومت براى امام حسين عليه السلام نيست و چون قدرت نيست تكليف نيست . از اين رو امام تصميم مىگيرد مراجعت نمايد تا نيروهاى آن حضرت به حالت ذخيره باقى بمانند و بتواند در فرصتهاى ديگرى اقدامات لازم را به نفع اسلام بنمايد .
در ص 193 گفته شد كه امام به أبو هره ازدى و ديگران فرمود : اينها قصد كشتن مرا دارند . پس به هر حال براى امام خطر بود . پس جملهء امام به منظور ديگرى بوده است .
صفحهء 198 :
اين روش بسيار عاقلانه ، روش كسى است كه در مقابل ديكتاتورى حكومت بىتدبير حالت مقاومت و دفاع به خود گرفته و مىخواهد تا آنجا كه ممكن است از فتنه و خونريزى جلوگيرى كند .
مثل اينكه فتنه از نظر مؤلف منحصر است به خونريزى ، خونريزى كه نشد فتنهاى نيست ، و حال آنكه قرآن مىگويد :
وَ قاتِلوهُمْ حَتّى لا تَكونَ فِتْنَةٌ
صفحهء 199 :
اين پيشنهاد خردمندانه كه از روح صلحجويى فرزند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله حكايت مىكند به خوبى مىفهماند كه آن حضرت كوشش مىكرده است از تصادم جلوگيرى نمايد و فعاليتهاى امام در اين
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 699
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٩٩