نيروى كامل فقط به اتكاى وجههء ملى و محبوبيت در افكار عمومى دست به انقلاب ابتدائى بزنند به غير از اينكه حكومت موجود را برانگيزند كه براى تثبيت موقعيت خود افكار زنده را بكوبد و براى نابود كردن مخالفان خود دست به هر گونه جنايتى بزند نتيجهء ديگرى نخواهد داشت .
و روى همين حساب روشن و قطعى * است كه امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء « شقشقيه » فرموده است :
« وَ طَفِقْتُ ارْتَاًّىَ بَيْنَ انْ اصولَ بِيَد جَذّاء اوْ اصْبِرَ عَلى طَخْية عَمْياء »
يعنى ( پس از آنكه ديگران زمام حكومت را به دست گرفتند ) با خود انديشيدم * * كه آيا با نداشتن قدرت كافى با دستگاه حكومت به مبارزهء مسلحانه برخيزم يا اينكه آرام بنشينم .
اگر چنين حسابى روشن و قطعى است پس معنى
« وَ طَفِقْتُ ارْتاًّى »
چه مىشود ؟ معلوم مىشود در برخى شرايط بايد
« اصولُ بِيَد جَذّاء »
باشد .
* * بلكه شروع كردم به تفكر و زير و بالا كردن مطلب .
صفحهء 176 :
آيا ممكن است امام حسين عليه السلام بر خلاف روش پدرش بدون اينكه دستگاه حكومت مزاحم آن حضرت گردد با نداشتن نيروى نظامى كافى دست به انقلاب ابتدائى بزند ؟ ! .
بلى ، شرايط از نظر آثار تاريخى و روانى مختلف بوده است .
صفحهء 180 :
اما نمىتواند بر خلاف عقيدهء خود و بر خلاف واقع ، حكومت تحميلى يزيد را قانونى اعلام كند و درحالىكه قدرت * بر دفاع دارد تسليم بىقيد و شرط وى شود .
چه قدرتى ؟ !
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 696
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٩٦