صفحات 211 و 212 :
در صورتى كه بايد گفت : اگر امام حسن مجتبى عليه السلام ده سال با معاويه در حال صلح بود امام حسين عليه السلام بيست سال صلح را پذيرفت زيرا ده سال در كنار برادر بزرگوارش به صلح گذشت و ده سال هم پس از وفات حضرت مجتبى عليه السلام تا معاويه زنده بود در حال صلح بسر برد .
نه امام حسن در حال صلح بود ، زيرا مواد صلح قبلًا پايمال شده بود ، و نه امام حسين . عدم قيام غير از صلح است .
صفحهء 212 :
اشتباه اين فرقه در اين است كه ماهيت قيام امام حسين عليه السلام را تشخيص ندادهاند ، از اين رو دچار انحراف شدهاند . درحالىكه اينان اگر حوادث تاريخى را با دقت بيشترى بررسى كرده بودند مىفهميدند كه امام حسين عليه السلام پس از شكست نيروهاى ملى عراق براى استقرار صلح كوشش * فراوان كرد و هيچگاه مايل نبود با نداشتن نيروى كافى با يزيد بجنگد . پس روش سياسى امام حسين عليه السلام با روش سياسى امام حسن عليه السلام در مقابل حكومت بنى اميه يكسان بوده و هيچ گونه فرقى ندارد . آرى ، فرقى كه هست بين حكومت معاويه و يزيد است كه حكومت معاويه خواهان صلح بود * * ولى عمال حكومت يزيد صلح را نپذيرفتند ، و اين اختلاف را نبايد به حساب امام حسن و امام حسين عليهما السلام گذاشت .
امام حسين هيچ جا دم از صلح نزده است ؛ فرضاً از مواجهه مىخواست پرهيز كند يا نجنگد ، غير از صلح است .
* * چگونه معاويه در حال صلح بود و حال آنكه روز اول مواد صلح را پايمال كرد ؟ ! صفحهء 213 :
حقيقت اين است كه در جامعهء شيعه حق حضرت مجتبى عليه السلام آنچنان كه شايسته مقام اوست ادا نمىشود .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 702
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٠٢