يَا ابْنَ عَبّاسً فَما تَقولُ فى قَوْم اخْرَجُوا ابْنَ بِنْتِ رَسولِ اللّه مِنْ وَطَنِهِ وَ دارِهِ وَ مَوْضِعِ قَرارِهِ وَ مَوْلِدِهِ وَ حَرَمِ رَسولِهِ وَ مُجاوَر قَبْرِهِ وَ مَسْجِدِهِ وَ مَوْضِعِ مُهاجَرَتِهِ وَ تَرَكوهُ خائِفاً مَرْعوباً لا يَسْتَقِرُّ فى قَرارً وَ لا يَأوى الى وَطَن يُريدونَ .
بِذلِكَ قَتْلَهُ وَ سَفْكَ دَمِهِ .
يعنى « اى ابن عباس تو چه مىگويى دربارهء مردمى كه فرزند دختر پيغمبر خدا را از وطن خود و از حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مجاورت قبر و مسجد و محل هجرت او بيرون كردند ، مردمى كه فرزند پيغمبر را به وحشت انداختهاند كه نه قدرت دارد در محلى آرام گيرد و نه مىتواند در وطن خود مأوى گزيند . اينان با اين وضع مىخواهند مرا بكشند و خونم را بريزند » .
اين سخنان امام به خوبى دلالت مىكند كه آن حضرت با وحشت از مدينه خارج شده و براى مقاومت در مكه متحصن گشته است .
در اينكه پس از امتناع از بيعت ، به اصطلاح حرمت منقطع شده بود و امام نمىتوانست در مدينه بماند و مكه بالنسبة امنتر بود ترديدى نيست .
صفحهء 192 :
. . . و تشخيص داد كه راه نجات دادن اسلام و مسلمانان منحصر به تشكيل حكومت است .
چرا منحصر ؟ [ قيام تا سرحد شهادت نيز اسلام و مسلمانان را نجات مىداد . ]
صفحهء 196 :
بايد دانست كه پس از برخورد حسين بن على عليه السلام با حر بن يزيد چون ديگر پيروزى نظامى براى امام ممكن نبود وظيفهء تشكيل حكومت خودبه خود از ميان برخاست زيرا هر تكليفى مشروط به قدرت است و اين مطلب مورد اتفاق علماى اسلام است . بدين جهت از اين پس اقدامات امام به صورت دفاع خالص درمىآيد ، آن هم در چهارچوب حفظ صلح و جلوگيرى از جنگ .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 698
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٩٨