صفحهء 187 :
. . . چون راه تغيير ظلم منحصر بود به تشكيل حكومت مقتدرى كه ريشهء ظلم را بسوزاند . . .
هرگز منحصر نبود . [ بلكه قيام تا سرحد شهادت نيز ريشهء ظلم را مىسوزانْد . ]
صفحهء 189 :
در اين سخنرانى سليمان بن صرد ، يك جمله هست كه ماهيت حركت امام را در مرحلهء اول روشن مىكند و آن جمله اين است
« و هذا الحسين بن على قد خالفه و صار الى مكه هارباً من طواغيت آل ابى سفيان »
: يعنى « اين حسين بن على است كه با بيعت يزيد مخالفت كرده و براى رهايى از خطر گردنكشان آل ابى سفيان به مكه پناهنده شده است » .
در اين عبارت نيامده كه از بيعت امتناع كرده بلكه مىگويد مخالفت كرده ، يعنى انكار و تمرد كرده است .
سليمان بن صرد كه در آن زمان زندگى مىكرده و از اوضاع و احوال سياسى به خوبى اطلاع داشته است حركت امام حسين عليه السلام را از مدينه به مكه به عنوان يك حركت دفاعى در مقابل تهاجم حكومت يزيد تشخيص داده و اين ، دليل بسيار روشنى است كه حركت امام در مرحلهء اول قبل از هر چيز دفاع و مقاومت اجتنابناپذيرى بوده است در مقابل تهاجم حكومت .
به هيچ وجه دليل نيست ، بلكه جملهء بالا دليل بر تمرد و مخالفت امام با حكومت طاغيهء وقت است ، و لازمهء مخالفت اين است كه آنها هم متعرض امام مىشدند ، و امام از گزند تعرض آنها به مكه رفت .
صفحهء 190 :
در اينجا امام در ضمن جوابى كه به ابن عباس داد فرمود :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 697
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٩٧