عدالت ، حريت ، خداست . حتى آن كسى كه هدفش حقوق مادىِ پامال شده است ، برقرارى برابرى اقتصادى است و فلسفهاش ماترياليسم و اساس فكرى اصالت اقتصاد است و محرك اصلى خودش خواه ناخواه منافع فردى است ، نمىتواند نهضتش مقدس معرفى شود .
3 . [ شعرى از پروين اعتصامى ] :
شاهدى گفت به شمعى كامشب * در و ديوار مزين كردم
ديشب از شوق نخفتم يك دم * دوختم جامه و بر تن كردم
كس ندانست چه سِحرآميزى * به پرند از نخ و سوزن كردم
صفحهء كارگه از سوسن و گل * به خوشى چون صف گلشن كردم
تو به گَردِ هنر من نرسى * زان كه من بذل سر و تن كردم
شمع خنديد كه بس تيره شدم * تا ز تاريكيت ايمن كردم
پى پيوند گهرهاى تو بس * گهر اشك به دامن كردم
گريهها كردم و چون ابر بهار * خدمت آن گل و سوسن كردم
خوشم از سوختن خويش از آنك * سوختم بزم تو روشن كردم
گرچه يك روزن اميد نماند * جلوهها بر در و روزن كردم
خرمن عمر من ار سوخته شد * حاصل شوق تو خرمن كردم
كارهايى كه شمردى بر من * تو نكردى همه را من كردم
4 . قبلًا قيامهاى مقدس و مردان بزرگ را تشريح كرديم و گفتيم قيامهاى مقدس داراى چهار خصوصيت است :
اول : عموميت ، اطلاق .
در اين جهت برخى نهضتهاى اجتماعى نيز كه جنبهء ماترياليستى دارند شريكند .
دوم : تقدس ، يعنى منزّه بودن از اينكه جنبهء فردى و خودخواهى داشته باشد .
اسكندر ، ناپلئون ، نادر ، شاه اسماعيل ، مردان بزرگ بودند اما . . .
سوم : اينكه شعلههايى هستند در ميان تاريكيها ، حركتى در خلال سكونها ، در سكوتهاى مرگبار . به همين دليل مورد قبول عقلاى قوم قرار نمىگيرد . . .
چهارم : ديد قوى .