تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
حماسى است « 1 » اكنون برويم سراغ شخصيت حسينى و هم سراغ حادثهء تاريخى كربلا و هم سراغ شعارهاى حسينى . حسين يك شخصيت حماسى ، و حادثهء كربلا يك داستان حماسى ، و شعارهاى حسينى شعارهاى حماسى است . 2 . خلاصه‌اى از سخنرانى شب 13 محرم 88 در حسينيهء ارشاد [ تحت عنوان « حماسهء حسينى » ] : گفتيم همان‌طور كه منظومه‌ها ، حماسى ، غنائى يا رثائى يا اندرزى و غيره است ، نثرها نيز همين‌طور است ، بلكه وقايع و تاريخچه‌ها نيز همين‌طور است ، بلكه شخصيتها و روحيه‌ها و قهراً شعارها نيز همين‌طور است . بعد گفتيم حادثهء كربلا را مطالعه كنيم ببينيم آيا يك حادثهء غنائى است يا رثائى يا حماسى يا اندرزى يا غير آن . گفتيم ايضاً كه اين حادثه دو ورق و دو صفحه دارد . يك صفحه‌اش سياه و تاريك است . از نظر اين صفحه ، داستان كربلا يك داستان جنائى و رثائى است . از اين نظر اين داستان يك تراژدى بىنظير است ( لااقل در مشرق زمين ، اما در مغرب زمين بالاتر از اين جنايت زياد بوده و هست كه نمونه‌اش در جنگهاى صليبى و جنگهاى اندلس هست ) و قهرمان اين داستانِ جنائى ، جنايتكارانى از قبيل پسر معاويه و پسر زياد و پسر سعد و غيرهم هستند . اما از صفحهء ديگر يك داستان حماسى است . از اين نظر و در اين صفحه قهرمانها عوض مىشوند ؛ قهرمانها عبارتند از حسين عليه السلام ، زينب ، عباس بن على ، على بن الحسين عليه السلام ، قاسم بن الحسن ، مسلم بن عقيل ، زهير بن القَيْن ، بُرَير بن خُضَيْر ، هِلال بن نافع ، حبيب بن مظهَّر . از نظر اول ، نمايشگاه جنايت بشريت و موجب سرافكندگى بشريت و مصداق
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ »
است ، و اما از نظر دوم مصداق
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
و مصداق
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
« 2 » است . گفتيم ما تاكنون يك طرف
هامش
( 1 ) . در يادداشتهايى از « سوكارنو » در « اطلاعات » خواندم كه مىگفت من يك عاشق بزرگم ، و عشقبازيهاى خود را ذكر كرده بود . بنابراين او يك شخصيت غنائى بوده نه سياسى . ( 2 ) . بقره / 30 .